یکشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۹ ه‍.ش.

یک تبلیغ جالب برای صلح بین اسراییل و فلسطین

شاهزاده سبز ایران

۰۸
image شاهزاده سبز ایران

باران بهاری شرکت‌کنندگان در کنفرانس جامعه بین‌المللی حقوق‌بشر در شهر بُن آلمان را مجبور کرده بود که در کنار هم بمانند و با تمامی اختلاف نظرهایشان به تحمل همدیگر تن در دهند. سبزها با شال و پیراهن سبز خود سالن ورودی کنفرانس را پوشانده بودند. مشروطه‌خواهان میانچی‌گر سلطنت‌طلبان افراطی و جوانان جُنبش سبز شده بودند و به وظیفه سنگین خود واقف گشته بودند.

تمامی جوانان با برگ‌های پر از پرسش آمده بودند و در ساعات انتظار مدام برگه‌ها را دوباره‌خوانی می‌کردند و پرسش‌هایشان را تکمیل‌تر می‌کردند. فرصتی برایم پیش آمده بود تا با یکایکشان گفتگوی داشته باشم. انتظارتشان، همانند انتقاداتشان آنچنان روشن و شفاف بود که جای تردیدی از مصمم بودنشان برای آزادی کشور نمی‌گذاشت.

صحبت از همکاری‌های کمیته‌های شهری جُنبش سبز در کشور آلمان بر سر زبان‌ها بود. ار نشست شهر دوسلدوف تا جبهه‌گیری‌ها چند ماه گذشته چپگرایان جمهوری‌خواه و خط دادن‌هایشان که مطابق سلیقه خوانان نبوده و نیست تا دستورهای عدم شرکت در این کنفرانس ار طرف طرفداران اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی زبان به زبان در گوشه و کنار سالن ورودی کنفرانس به گوش می‌رسید.

به سالن که وارد شدم برای اولین بار خود را پا به سن گذاشته احساس کردم، چگونه می‌توان در کنار جوانان پر شور و نسل جوان ایران بود و با سی و یک سال تجربه جمهوری اسلامی خود را جوان احساس کرد؟ ولی آسوده خاطرتر از همیشه بودم، دیگر خود را تنها حس نمی‌کردم. حضور جوانان نور امید من به آینده ایران شده بود.

شاهزاده رضا پهلوی با سخنانش جلسه را آغار کرد، در چهره‌های جوانان شوق شنوایی دیده می‌شد به قسمت سوال و جواب که رسیدیم برگ‌های سوالات جوانان بصورت کاغذ پاره‌ای در آمده بود. یکی ار جوانان شهر کُلن با لحنی صمیمانه به شاهزاده گفت « آقای رضا پهلوی شما در صحبت‌های خود به تمامی سوالات ما پاسخ دادی ولی این را باید بگویم که خیلی با حال هستی» شاهزاده هم در پاسخ خود گفت «کجاشو دیدی» با این دو جمله کوتاه جو جدی جلسه آنچنان صمیمانه شد که گفتگو‌ها به در دل‌ها تبدیل گردید. دو ساعتی از این گفتگو نگذشته بود که خبر دادند وقت زیادی نخواهیم داشت. هم همه‌ای شروع شد. سوالات کوتاه‌تر و پاسخ‌ها هم کوتاه‌تر شدند. انگار که کسی نمی‌خواست جلسه را به پایان برساند. جوانان تازه با چهره شاهزاده آشنا شده بودند و او را یکی از خودشان می‌شمُردند. صورت‌های پر امید و خوشحال شده جوانانی که در ده ماه گذشته زندگی‌شان را به جُنبش سبز هدیه داده‌اند، رقبتی به ترک سالن را نشان نمی‌داند. کار به آنجا رسید که مسئولین کنفرانس مجبور شدند علارغم خواست شاهزاده و جوانان نشست را خاتمه دهند. حتا سر دفتر شاهزاده آقای اویسی که در تمام مدت با متانت تمام در گوشه‌ای نشسته بود و با تمام جدیتی که همیشه دارد، صورتی خندان شده‌ای را ارایه می‌کرد....

از سالن کنفرانس که بیرون آمدیم باران بهاری هم به اتمام رسیده بود در بیرون جوانان را می‌دیم که ابراز رضایت می‌کردند و به گفتگویی‌ها خود ادامه می‌دادند. با سرعتی که فقط از جوانان می‌توان انتظار داشت به سراغ تک تکشان رفتم و نظرشان را از محتوای نشست جویا شدم. همه و همه شاهزاده را تازه دریافته بودند. گفتگو با شاهزاده برای این جوانان پر‌بار‌ترین نشست ده ماه گذشته با اپوزیسیون حمهوری اسلامی رقم زده می‌شد. هیچ سخنرانی نتوانسته بود در این ده ماه گذشته حرف دل این نسل جوان را درک کند و یا حداقل با زبان ساده فارسی با جوانان جُنبش سبز همصدا شود.

این خوانان مانند قاصدک‌های سبز به شهرهای محل سکونشان باز خواهند گشت و پیام خود را که شاهزاده به آن صحت گذاشته بود برای کمیته‌های همبستگی ایرانیان در کشور آلمان را خواهند بُرد.

محتوای این نشست را از جوانان شرکت کننده جویا شوید. آنان بهتر می‌توانند بیان کننده محتوای این نشست باشند تا من مشروطه‌خواه سبز شده.

پیام در سه نکته کوتاه خلاصه می شود. آزادی، تمامیت ارضی کشور و رعایت حقوق بشر برای تمامی شهروندان ایران
.

زرتشت نوین

زرتشت نوین

http://newzartosht.blogspot.com


کمک کنید ایران را از زندان دروغ و خرافات رها کنیم. برای جلوگیری ازشستشوی مغزی نسل جوان و تجاوز بیشتر آخوندها و اطرافیانشان به حقوق ایرانیان من پیشنهاد برپایی مکتب یا آیینی نو بر اساس آموزه های زرتشت را که همان اندیشه نیک گفتار نیک و کردار نیک است داده ام. به نظر من می تواند گامی موثر در خردگرایی و زدودن خرافات باشد. نظر شما چیست؟ و بلاگی نیز به همین منظور راه اندازی شده. لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید. newzartosht@gmail.com
باشد که با همیاری یکدیگر گامی موثر در بیرون راندن اهریمن دروغ و خرافات از کشور برداریم.

پیشنهاد برپایی مکتبی نوین بر اساس زرتشت کهن. نظر شما چیست؟


نظر و قوانین پیشنهادی خود را بیان کنید تا در بالاترین به بحث و رای بگذاریم. امروز درصد قابل توجهی از ایرانیان به این نتیجه رسیده اند که دین اسلام با اینکه بنا بر گفته آخوندها کاملترین دین است ولی نه تنها راه رستگاری و آسایش ما ایرانیان نیست که در بسیاری موارد موجب عقب ماندگی کشور ما و کشته شدن شدن بهترین جوانان ایران شده که نمونه آنرا در جنگ خانمان سوز که خمینی آنرا نعمت می خواند دیدیم. در قرآن آمده که در دین اکراه و اجباری نیست ما بر اساس همین آیه می خواهیم دین مان را خودمان انتخاب کنیم. بر اساس سه اصل اندیشه نیک گفتار نیک و کردار نیک مکتب زرتشت نوین را آغاز کنیم و قوانین این مکتب را بر اساس نیاز روز و خرد نسل امروز تدوین نماییم. مکتبی که در آن هیچ چیز و هیچ کس مقدس نباشد و مبنای قوانین آن انسان خرد گرای امروز باشد. مکتبی که سازندگی صلح آرامش و شادی را در جامعه بحران زده ما گسترش دهد. یادمان باشد که موبد و روحانی را به طور کامل کنار بگذاریم در غیر اینصورت روز از نو روزی از نو دوباره استبداد دینی را حاکم خواهند کرد.




116 اندرز از يكي از بزرگان ايران باستان كه حدود300 سال قبل از ظهور اسلام ميزيسته



1- ۱ اي پسر من نيكو كار باش نه بدكار زيرا زندگاني انسان جاودان نيست و هيچ چيز از كردار نيك لازمتر نمي باشد.

2- آنچه را كه گذشته است فراموش كن و به آنچه كه نرسيده رنج و اندوه مبر.

3- به رئيس و سردار خود گستاخ مباش و در خدمت استوار بايست, آچه بر خود نيك نداني به ديگران نيز نيك نشمار با رئيسسها و دوستان به يگانگي برخورد كن.

4- خود را به بندگي كسي مسپار.

5- از هر كس كه با تو كينه ورزد و خشم گيرد كناره جوي

6- هميشه و همه جا به خدا توكل كن و دوستي با كسي كن كه بيشتر به تو سود رساند

7- به فرمان يزدان و امشاسپندان گوش كن و رفتار نما

8- هر چه شنوي به عجله و بيهوده مگوي

9- زن و فرزند خود را تحصيل علم بازمدار تا غم و اندوه به تو نرسد و پشيمان نشوي

10- بيهوده مخند

11- قبل از جواب دادن تفكر كن

12- هيچ كس را تمسخر مكن

13- با مرد بدكار هم راز مشو

14- با مرد خشمگين همراه مشو

15- با فرومايه مشورت مكن

16- با مست هم خوراك مشو

17- از پست فطرت و بداصل قرض مگير و وام مده زيرا تنزيل زياد بايد داد و همواره بر در خانه تو بايستد و كسان بگمارد و اين براي تو زيان بزرگي است.

18- مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن.

19- مال خود را به مرد حسود نشان نده

20- از پادشاهان فرمان ناحق مخواه.

21- از مرد سخن چين و دروغگو سخن مشنو.

22- در مجازات مردم كينه مورز

23- در معبر عام مجادله نكن.

24- با مرد بسيار متول هم خوراك مشو

25- رادمرد را مزن.

26- براي جاه و مقام مجادله مكن

27- با مرد پاك نظر, كارآگاه, هوشيار و نيكخو مشورت كن

28- در جنگ اگر مسئوليتي به عهده تست بسيار مواظب باش

29- از مدد قوي, متمول و كينه ورز دور باش

30- با مرد اديب دشمن مباش

31- با مرد نادان راز مگوي

32- حضور دانشمندان را گرامي دار و از ايشان سئوال كن و جواب بشنو

33- به هيچ كس دروغ مگو

34- از بي شرم مال مگير

35- به نزد بدكار چيزي گرو مگذار

36- نه به راست نه به دروغ هرگز سوگند مخور

37- چو خواهي عروسي كني اول مال فراهم كن

38- خود براي خود زن انتخاب كن

39- تا تواني مردم را به زبان ميازار

40- اگر در پي مال و مكنتي اول آب و زمين بخر زيرا اگر ثمر ندهد اصل آن باقي است

41- به ضرر و دشمني كسي راضي مشو

42- تا حدي كه مي تواني از مال خود داد ودهش نما

43- كسي را فريب مده تا دردمند نشوي

44- پيشواي نيك را گرامي دار و سخنش بپذير

45- جز از خويشان و دوستان چيزي از كسي وام مگير

46- دختر شرمگين را دوست بدار و او را به مرد هوشيار و دانايي به عروسي ده زيرا مرد دانا و هوشيار مانند زمين نيكي است كه چون تخم در آن بكارند حاصل نيك و فراوان از آن به عمل آيد.

47- سخن را آشكارا بيان كن

48- بدون انديشه سخن مگوي

49- بر خلاف قانون به كسي وام مده

50- با زن فرزانه و شرمگين عروسي كن و او را دوست بدار

51- مردي را به دامادي خود برگزين كه نيكخو, درست و دانا باشد, اگر بسيار مسكين است بسيار عيب نيست مال و مكنت از يزدان برسد

52- مرد فقير و بينوا را تمسخر مكن شايد تو نيز روزي بينوا شوي

53- اگر تو را فرزندي است به مدرسه بفرست و به تحصيل علم بگمار زيرا علم ودانش چشم روشن است

54- سخن بموقع بگو زيرا بساتكلم بهتر از خاموشي و بسا خاموشي بهتر از تكلم است

55- مرد راستگو را براي پيغام بفرست

56- فرومايه را اعتنا مكن و شخص محترم را در پايه اش پاداش رسان

57- خوش صحبت باش

58- شيرين گفتار باش

59- منش خود را نيك بدار

60- از نيك كرداري خود غره مشو ورجز مخوان

61- به رئيسها و پادشاهان خيانت مكن

62- از مرد بزرگ و نيك سخن بپرس

63- با دزدان معامله مكن و آنها را گرفتار نما

64- از دوزخ ياد آور و كسان را به انصاف مجازات كن

65- از هر كس و هر چيز مطمئن مباش

66- فرمان خوب ده تا بهره خوب يابي

67- بيگناه باش تا بيم نداشته باشي

68- سپاس دار باش تا لايق نيكي باشي

69- با مردم يگانه باش تا محترم و مشهور شوي

70- راستگو باش تا استقامت داشته باشي

71- متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي

72- دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي

73- معروف باش تا زندگاني به نيكي گذراني

74- دوستدار دين باش تا زندگي به نيكي گذراني

75- مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتي شوي

76- سخي و جوانمرد باش تا پاك و راست گردي

77- زن ديگري را فريب مده تا روانت گناه كار نگردد

78- با مرد قدر نشناس و ناسپاس معاشرت مكن

79- روح خود را با خشم وكين آلوده مساز

80- در هر گفتار و كار تواضع و ادب را فراموش مكن

81- هرگز ترشرو و بدخو مباش

82- در انجمن نزد مرد نادان منشين كه تو را نادان نشمارند

83- در مجالس در صدر منشين تا تو را از آنجا بلند نكنند و به جاي پايين تري بنشانند

84- به مال و مكنت كسي چشم مينداز زيرا مال و خوشي جهان مانند مرغي است كه از اين درخت به آن درخت نشيند و به هيچ شاخي نماند.

85- نسبت به پدر و مادر خود فرمانبردار باش زيرا مرد تا پدر و مادرش زنده اند مانند شيري است كه آسوده در بيشه غنوده و از هيچ كس بيم ندارد

86- دختر خود را به شوهر هوشيار و دانا ده

87- اگر خواهي از كسي دشنام نشنوي كسي را دشنام مده

88- تند و عصباني مباش زيرا مرد عصباني مانند آتش است كه در بيشه برافروزد و تر و خشك را با هم بسوزاند

89- با مردي كه پدر و مادر از او ناخشنودند همكار مباش تا گناهكار نباشي

90- براي شرم و ننگ مرتكب گناه مشو

91- دو رو وسخن چين مباش

92- در انجمن نزد دروغگو منشين

93- چالاك باش تا هوشيار باشي

94- سحر خيز باش تا كار خود را به نيكي به انجام برساني

95- دشمن كهنه را دوست نو مساز زيرا دشمن كهنه مانند مار سياه است كه بعد از صد سال انتقام را فراموش نكند

96- دوست كهنه را گرامي دار و در دوستي او استوار بايست

97- يزدان را ستايش كن و دل را شاد ساز تا يزدان نيكي تو را بيافزايد

98- حكمرانان را نفرين مكن زيرا آنان پاسباتات مردم هستند

99- اي پسر من بشنو تو را مي گويم كه بهترين بخشش ها تعليم و تعلم است زيرا مال و مكنت زوال پذيرد و چهار پايان بميرند ولي دانش و تربيت باقي ماند

100- در حفظ دين بكوش زيرا سعادت روحاني از آن برسد

101- هميشه روح خود را به ياد دار

102- براي نام خود از كسب و كار احتراز مكن

103- دست از دزدي و كاهلي و هوا و هوس نفساني بدار زيرا هر كس كه نيكي كند پاداش نيكي يابد و هر كه بدكار گشت به سزاي سخت خواهد رسيد.

104- هر كس كه براي ديگران چاه كند در آن افتد

105- مرد پارسا در آسايش ماند و بدكار هميشه گرفتار اندوه است

106- اگر چه افسون مار خوب بداني ولي دست به مار نزن تا تو را نگزد

107- اگر چه شناوري به خوبي داني ولي زياد در آب مرو تا غرق نشوي

108- با هيچ كس و به هيچ آيين پيمان شكني نكن كه آسيب به تو نرسد

109- مال كسي را تاراج مكن و به مال خود مياميز

110- مغرور و خودپسند مباش زيرا انسان مغرور چون مشك پر باد است و اگر باد آن خال شود چيزي باقي نماند

111- مردم داراي همان خويي هستند كه از زمان شير خوارگي خود كسب نموده اند

112- هيچ فرازي بدون نشيب و هيچ نشيبي بدون فراز نيست

113- چون خوشي رسد بسيار خوشنود و غره مشو و چون سختي رسد غمگين و افسرده مباش زيرا هر خوشي يك ناخوشي و هر نيكي يك بدي در پي دارد

114- خوراك زياد مخور

115- از هر خوراك مخور و زود به زود به مجلس عيش بزرگان مرو كه پسنديده نيست

116- اي پسر من تو را مي گويم بهترين چيزها براي سخاوت تعليم و تربيت مردم است.





سرودهاي جاودانه زرتشت پيامبر خرد گرا و اندیشمند ايران باستان


مهندس محمد حسن خواجه عبداللهي


زندگي نامه:

بشريت مديون انسانهاي دانا و دانشمند است. بزرگترين خدمات را دانشمندان به بشر كرده اند. آنان چه از نظر مادي چه از نظر معنوي اثرات غيرقابل انكاري را بر زندگي انسانها گذاشته اند. يكي از اين دانشمندان پزشك و فيلسوفي بود كه دست كم بيش از 1000 سال قبل از تولد مسيح و 1600 سال قبل از تولد محمد (ص)، در سرزمين اهورايي ايران زاده شد، به نام اشو زرتشت يا زرتشت پاك كه به معناي روشنايي زرين است. زرتشت را مي توان با سوادترين فرستاده آفریدگار از نظر علوم مادي دانست، به همين دليل است كه علاوه بر تاثير بر اعتقادات معنوي اثر شگرفي نيز بر زندگي ايرانيان گذاشت. در آن زمان و در آن بخش از ايران كه اين بزرگمرد آنجا زاده شد دو اشكال اساسي وجود داشت در روش زندگي و دين:

اشكال اجتماعي جامعه آن روز ايران اين بود كه آنان صحرا گرد بودند و دائم در سفر. اين روش زندگي فرصت پيشرفت فرهنگ و متمدن شدن را از مردم گرفته بود. زيرا زندگي آنان از را شكار اداره مي شد، بيابانگردي نيز مشكلات خاص خود را داشت و بيابانگردان براي مبارزه با مشكلات از جمله حمله حيوانات وحشي مجبور بودند هميشه سلاح همراه خود داشته باشند. بعلاوه گاه ناچار بودند براي سير كردن شكم خود به ساير قبايل دستبرد بزنند. اين روش خشونت را در زندگي آنان نهادينه كرده و آنان را از فرهنگ و تمدن به دور مي داشت.

اشكال ديني اين بود كه روحانيون و كاهنان مذهب چندخدايي را كه در آن نيروهاي طبيعي مانند خورشيد وماه و آب و… مورد پرستش قرار مي گرفت تبليغ و ترويج مي كردند. آنان با فريب دادن مردم آنها سركيسه مي كردند. روحانيون با اعتقادسازي براي مردم ساده لوح آنان را وادار مي كردند تا دارايي هاي گاه ارزشمند حتا هنري خود را به عنوان نذر براي خدايان به روحانيون بدهند تا از عصبانيت خدايان در امان بمانند. مردم بيچاره چارپايان خود را نيز نذر خدايان مي كردند و اين روشي بود براي سير كردن شكم كاهنان دين قديم. چارپاياني مانند گاو و گوسفند كه نه تنها مردم را با شير خود تغذيه مي كردند بلكه در كشت و زرع نيز مي توانست يراي شخم زدن زمينها يا حمل بارهامورد بهره برداري قرار گيرد. مراسم مذهبي پرستش خدايان نيز بسيار وقت گير و مشكل بود كه همراه با باده گساري بود.

زرتشت همزمان در جبهه مي جنگيد هم تلاش كرد كه روش زندگي مردم را تغيير داده و آنانرا به اسكان و شكل دادن شهرها تشويق مي كرد و هم آنان را نسبت به غلط بودن اعتقاداتشان آگاه مي ساخت. او گفت اي مردم پرستش خدايان چندگانه را كنار بگذاريد. آفريدگار اين جهان يكي است و او اهورا مزدا است. اهورا مزدا در لغت به معناي هستي بخش داناست، كه فردوسي بزرگ او را با نام خداوند جان و خرد مي خواند. او سعي كرد تا مردم را از دغل كار بودن كاهنان ديني آگاه سازد و به مردم مي گفت خدايي كه من مي شناسم و اهورا مزدا نام دارد نيازي به نذر و نياز ندارد، چارپايان و دارايي هاي خود را براي خود نگهداريد آنان را به كاهنان و روحانيون ندهيد، چارپايان سودرساني مانند گاو را قرباني نكنيد. همانگونه كه انتتظار مي رفت و در هر جامعه اي نيز اتفاق مي افتد در مقابل اين تغيير اعتقادات ايستادگي شد و دو گروه به مقابله با زرتشت برخاستند. عده زيادي ناآگاهانه و عده كمي آگاهانه. مردم عادي بدليل اعتاقاداتي كه براي آنها ساخته شده بود و ترس از اينكه مبادا روگرداني از پرستش خدايان و نذري ندان براي آنها، خدايان را عصباني كرده و بلاهايي بر سر آنان نازل كند كه ترسيدن مردم از دين و عصبانيت خدايان توسط كاهنان و روحانيون در زندگي آنها نهادينه شده بود. عده كمي نيز كه همان كاهنان و حكمرانان بودند آگاهانه با زرتشت به مخالفت برخاستند. آري آموزش هاي زرتشت و بيداري ملت نان آنانرا كه دستشان در يك كاسه بود آجر كرده و آنان را كسب كار باز مي داشت، كسب و كاري كه جز با ناآگاه نگه داشتن مردم و ترساندن مردم از دين و خدايان پنداري ساخت دست ذهن باهوش ولي فرصت طلب و سودجوي كاهنان امكان پذير نبود. از ديگر خلاقيت هاي زرتشت اين بود كه انجام مراسم مذهبي پرستش خدا را تغيير داده و به مراسم ساده بدل نمود. البته آنچان كه در تمام اديان مشاهده مي شود با مرگ آوردنده دين، آن دين توسط افرادي كه خود را كارشناس دين معرفي كرده و از اين راه ارتزاق مي كنند به بيراهه مي رود تا جاييكه گاه در مسيري خلاف جهت اوليه قرار مي گيرد. در دين زرتشت ميز همين اتفاق افتاد و در زمان ساسانيان كتابي به نام ونديداد نوشته شد كه حاوي روش هاي بسيار سخت و وقت گير در پرستش اهورامزداست. البته استفاده از اين كتاب در بين زرتشتيان ايران كنارگذاشته شده.

آري زرتشت را مي توان پايه گذار تمدن و شهرنشني در ايران ناميد. اسكان و يك جا نشيني باعث مي شد تا خصوصيات خشن از زندگي انسان دور گردد و روح افراد لطيف تر شده و به انسانيت نزديكتر گردند. با اسكان و پرداختن به كشاورزي، مردم اطمينان بيشتر به تامين غذاي خود داشتند و راه نيز براي كسب علم و دانش كه لازمه ترقي و پيشرفت بود هموار مي گرديد.

در باره زندگاني زرتشت مانند هر فرد بزرگ ديگري افسانه هايي ساخته اند ولي او يك فرد عادي بود مانند ساير افراد روي اين كره خاكي و مانند همه ما از پدر و مادري متولد شد و يك زندگاني عادي داشت. اين يكي از اشكالات بشر است كه نمي خواهد قبول كند كه بزرگان افرادي عادي بوده اند كه با تلاش و پشتكار خود بزرگ شده اند و هميشه سعي مي شود تا بزرگان را به غلط به نيروهاي ماوراي طبيعي و خارقالعاده مسلح كنند. او از سن هفت تا پانزده سالگي به يادگيري علم طبابت پرداخت. در جنگي كه در گرفت به ميدان رفت ابتدا جنگيد ولي سپس دست از جنگكشيده و به مداواي مجروحان پرداخت تابه جاي زخم زدن زخم ها را التيام بخشد. زرتشت در 30 سالگي با احساس مسئوليت قلبي و دروني كه با آن خدا را شناخته بود به راهنمايي مردم برخاست كه اصطلاحا گفته ميشود به پيامبري مبعوث شد.

اطلاعات بدست آمده در رابطه با زندگي زرتشت از كتاب گاتهاست كه بخشي از اوستا است كه گفته مي شود سروده خود زرتشت است. او تلاش بسيار نمود تا در اعتقادات و روش زندگي مردم اصلاحاتي انجام دهد. گفته مي شود او جان خود و خانواده اش را در خطر ديده و مجبور به مهاجرت گرديد. آنگونه كه در گاتها آمده او به دربار شاه بلخ كه در آن زمان ويشتاسب نام داشت رفته و دين و تفكرات خود را به وي عرضه كرد. ويشتاسب نيز دين و تفكرات زرتشت را پذيرفت. با ازدواج جاماسب وزير كاردان ويشتاسب با دختر زرتشت زمينه براي انتشار انديشه هاي زرتشت در جامعه فراهم گرديد. زرتشت در سن 77 سالگي هنگامي كه در آتشكده مشغول عبادت اهورامزدا بود كشته شد. عده اي را عقيده بر اين است كه مزار شريف در افغانستان كه بنابر اعتقادات محلي آرامگاه علي (ع) امام اول شيعان است، محل خاكسپاري زرتشت است. زيرا هم آرامگاه علي (ع) در نجف است و هم انتساب مكانهاي مقدس و آرامگاه اشخاص بزرگ قبل از اسلام به ائئمه و پيامبران يهود كه در قرآن از آنها به نيكي يادشده روشي بوده براي حفظ آنان از خطر تازيان يا برخي از هموطنان جاهل متعصب.

دين زرتشت اصل دارد كه عبارتند از:

1. هستي و يكتايي اهورا مزدا

2. پيامبري اشوزرتشت

3. رستگاري انسانها در پيروي از انديشه، گفتار و كردار نيك

4. جاوداني روان

5. پاداش كارهاي نيك و كيفر كارهاي بد در هر دو جهان

6. روز رستاخيز

7. آزادي گزينش راه نيك و بد

كتاب ديني زرتشتيان اوستا است. اوستا شامل پنج بخش است كه عبارتند از يسنا، ويسپرد، زند، پازند، خرده اوستا و نديداد.

باارزش ترين بخش اوستا گاتها مي باشد. تفاوت گاتها و كتب ساير اديان در اين است كه ساير اديان كتب ديني خود را كلام خداوند مي دانند ولي در دين زرتشت گاتها را سروده خود زرتشت مي دانند. رزتشت در همه جا مي گويد: من راه اشويي و پاكي را كه موجب رستگاري شماست به شما نشان مي دهم، اندسشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك موجب بهروزي شما خواهد بود. آنچه را كه من مي گويم با خرد خود بسنجيد و اگر گفتار مرا با خرد خود سازگار دانستيد از من پيروي كنيد.

يكي از كلماتي كه در گاتها بسيار بكار رفته خرد است. زرتشت همه جا از پيروان خود مي خواهد كه آنچه را مي شنوند در ترازوي خرد خود قرار دهند، با خرد، فهم، دانش و شعور خود آنرا بسنجند و در صورتي آنرا بپذيرند كه عاقلانه بوده و با خرد همخواني داشته باشد. گاتها پيروي كوركورانه را از هر كس كه باشد مردود مي داند. در گاتها هرآنچه كه غير منطقي است غير قابل قبول معرفي مي گردد.

بر اساس دستورات زرتشت انسان همكار خداوند در سازندگي جهان است و زرتشتيان بايد براي خدمت به همه مردم جهان آماده باشند. يكي از سروده هاي زرتشت كه در نمازهاي روزانه آنان خوانده مي شود چنين است: اي اهورامزدا مرا ياري فرما كه در سازندگي جهان و شادي جهانيان كوشا باشم.

يكي ديگر از تفاوتهاي دين زرتشت و ساير اديان اين است معجزه و انجام كارهاي خارق العاده نه انجام مي شود و نه قابل قبول است. زرتشت نه خود معجزه اي داشت و نه به معجزه اعتقاد.

از تفاوتهاي ديگر دين زرتشت با ساير اديان در اين است كه ترك دنيا و موهبتهاي مادي آن مردود است. بر اساس دستورات زرتشت موهبتهاي مادي دنيا را اهورامزدا آفريده تا انسان از آتها لذت ببرد. در اين دين رياضت كشيدن و روزه گرفتن مردود است.

در اين دين به كشت و كار و سازندگي تاكيد فراوان شده است. برترين انسانها كساني هستند كه بتوانند محصول بيشتري توليد كنند و جامعه را ثروتمند كنند، چون جامعه ثروتمندتر قوي تر است و توانايي بيشتري براي مقابله با دشمنان دارد.

آتش:

يكي از ماركها و برچسب هاي ناشايستي كه به پيروان دين زرتشت زده مي شود اين است كه آنان را به دروغ آتش پرست مي نامند. دليل آن نيز اين است كه زرتشتيان رو به آتش خدا را عبادت مي كنند و همانطوريكه خانه سنگي كعبه قبله گاه مسلمانان است، آتش نيز قبله زرتشتيان است. پس آيا مي توان مسلمانان را سنگ پرست ناميد. البته خير.

آتش و آتشكده دو خصوصيت مادي و معنوي دارد. بطور حتم خصوصيت مادي آن از اهميت بيشتري برخوردار بوده. همانكونه كه مي دانيم آتش در زندگي ما نقش بسيار مهمي به عهده دارد و در صورت عدم وجود آن زندگي فلج خواهد شد. نمونه بارز آن استفاده از آتش در تهيه غذاست. در گذشته هاي دور با توجه به عدم اختراع كبريت، در هر شهري آتشكده اي برپا مي شده. هر كس مي خواسته آتش روشن كند مقداري از آتش آتشكده را به خانه مي برده و با آن آتش روشن مي كرده. دولت نيز موظف بوده تا اين آتش هميشه روشن نگه دارد. همانگونه كه پرستار از بيمار خود پرستاري مي كند در ايران باستان نيز افرادي بوده اند كه وظيفه پرستاري از آتش و جلوگيري از خاموش شدن آنرا به عهده داشته اند. پس ايرانيان پرستار آتش بوده اند نه آتش پرست. با توجه به اينكه آتشكده ها مكاني عمومي و هميشه روشن و گرم بودند مكان اجتماعات مردم بود. مردم در آنجا جمع مي شده و علاوه بر شور و مشورت عبادت خداي يگانه يا همان اهورا مزدا را نيز انجام مي داده اند. اينكه عده اي مي گويند با تولد حضرت محمد (ص) آتش آتشكده فارس خاموش شد به هيچ وجه پذيرفته نيست چون در آن آتشكده خدايي پرستش مي شد كه محمد(ص) 40 سال بعد به اعراب معرفيش نمود.

براي آتش سه خصوصيت معنوي ارائه مي كنند:

1. آتش سودرسان است و در اكثر جنبه هاي زندگي نقش دارد.

2. آتش سربلند است و هميشه رو به بالاحركت مي كند.

3. آتش بدليل گرماي آن همه ميكروبها را مي كشد پس پاك و پاك كننده است.

بر اساس آموزشهاي زرتشت سه فرشته به نامهاي سروش، رشن و مهر وظيفه ثبت اعمال و گفتارهاي انسان و همچنين قضاوت در مورد اعمال و گفتار انسان را در مقايسه با كردار و گفتار راستين به عهده دارند.

در دين اسلام پلي وجود دارد به نام پل سراط كه رستگاران به راحتي از آن مي گذرند ولي بدكرداران را به جهنم مي فرستد. در دين زرتشت نام اين پل جينوت (Jinvat) است.

در زمان كنوني يكي از مهمترين دل مشغولي هاي بشر حفظ محيط زيست است. در دين زرتشت به حفاظت از محيط زيست تاكيد فراواني شده است. آب، خاك، هوا و آتش عناصري هستندع7ت كه بدليل اهميت آنها در زندگي بشر از سوي دين زرتشت به عنوان عناصر مقدس نامگذاري شده شده اند و پيروان دين را از آلودن آتها بر حذر داشته اند.

از نظر همخواني با متن حقوق بشر دين زرتشت نسبت به ساير دين ها در رده بالاتري قرار دارد. كورش بزرگ كه بر اساس نظر علامه طباطبايي در سوره كهف قرآن كريم از او به نيكي ياد شده بر اساس تعليمات همين دين بود كه نخستين فرمان جهاني حقوق بشر را كه اكنون در موزه بريتانيا نگهدري مي شود صادر نمود. در اين دين حقوق زن و مرد با هم برابر است. دختر و پسر هر دو در سن پانزده سالگي به بلوغ مي رسند. در اين دين ويرانگري، عدم توليد، تقليد و منفي نگري اهريمني است ولي توليد، آفرينندگي، خلاقيت و مثبت انديشي اهورايي است.

يكي از بزرگترين گناهان در دين زرتشت دروغگويي است. در اين دين جبري وجود ندارد و هركس با اعمال خود سرنوشت خويش را رقم مي زند.

بر اساس آموزشهاي زرتشت اهورامزدا خشم نمي كند، انتقام نمي گيرد و ويران نمي كند. اهورا مزدا فقط آفريننده خوبي هاست و بدي ها در صورت نبود خوبي ها آشكار مي شوند.

در اين دين خوبي ها و بدي ها با هم دائم در جنگند و در نهايت خوبي بر بدي پيروز خواهد شد.

بر اساس تعليمات اين دين دست بردن به شمشير و اتكا به زور براي گسترش دين مردود است زيرا دين نوعي انديشه است و انديشه را بايد با گفتگو و تبليغ آموخت نه شمشير.

زرتشت فلسفه اي بسيار قوي ارائه نمود. نويسندگان كلاسيك يونان، فيثاغورث را كه قبل از افلاطون مي زيسته، شاگرد مكتب زرتشت مي دانستند

گزارشي از زندانيان ناشناس همچون آريا آرام نژاد از بابل , هنرمندي كه براي خواندن ترانه اي در وصف عاشوراي 88 دستگير شد

گزارشي از زندانيان ناشناس همچون آريا آرام نژاد از بابل , هنرمندي كه براي خواندن ترانه اي در وصف عاشوراي 88 دستگير شد


جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.

جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.

جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.

http://www.youtube.com/watch?v=jAqgPtHRnIU

كليپ "علي برخيز" با صداي آريا آرام نژاد كه اكنون زنداني است


به صداي بي نظير اين آهنگ ساز جوان شهرستاني گوش كنيد. آريا آرام نژاد كه با سوز اين آواز بلند را براي حاكميت خشم و خون در ايام راهپيمايي هاي خونين بعد از انتخابات خوانده بود، اين روزها كجاست؟ كسي كه در يك شهرستان دور و در ايام انتخابات براي ميرحسين موسوي نيز آهنگ زيبايي خوانده است و اين روزها هيچ كس نمي داند كه در همان شهرستان در يك سلول انفرادي است و تنها كسي كه در نبود پدر و مادر مرحوم او چشم انتظارش نشته همسر جوان اوست. گفته مي شود بيست و ششم بهمن توسط وزارت اطلاعات شهرستان بابل دستگير شده است و همسر او همانند خانواده هاي زيادي در شهرستان هاي كشور در اوج نگراني و به دلايل نا امني هاي احتمالي نمي تواند خبر دستگيري و وضعيت او را در اختيار رسانه ها قرار دهد. زنداينان ناشناس زيادي اين روزها در زندان هاي كشور هستند كه اخبار آن ها لابلاي تحولات پرشتاب اين روزهاي ايران گم شده است


جهت نمايش ويدئو در يوتوب اينجا كليك كنيد.

جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.

جهت دانلود برنامه پخش ويدئوهاي دانلود شده اينجا كليك نماييد.

یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

نگاه سکسی ۱۷ تن از مراجع شیعه به دختر بچه شیرخواره


نگاه سکسی ۱۷ تن از مراجع شیعه به دختر بچه شیرخواره ـ۲۲ کلیک
goftegu.com
آیت الله محقق کابلی - روح الله خمینی -سيد عبد الأعلى سبزوارى-سید علی سیستانی- شيخ محمد امين زين الدين-سيد محمد رضا موسوى گلپايگانى-مرعشی نجفی-شیخ عباس قمی-سید محمد کاظم طباطبایی یزدی-سید ابوالقاسم خویی-سید ابوالحسن اصفهانی-آیت الله سید محمد تقی مدرسی-آیت الله بهجت-محمد سعید حکیم-شیخ محمد حسن نجفی-سید محمد روحانی-سید محمد صادق حسینی روحانی



درود بر همه دوستان،

یکی از مسائل وحشتناکی که در رساله آخوندهای شیعه مجاز دانسته شده، سوء استفاده جنسی از کودکان هست. من در این تاپیک میخواهم با یاری دوستان تمام نقل قولهای موجود در این زمینه را به صورت مستند گردآوری و ترجمه کنیم و همراه تصویر هر کدام از این فقها در یک نوشتار در زندیق منتشر کنیم. من با استفاده از کتابها و نرم افزارهایی در اختیار دارم، توانسته ام بخش زیادی از اینها رو جمع کنم، منتها بیشترشون به عربی هستند. ولی خوشبختانه فتواها شبیه یکدیگر هستند و کسی که عربی را در حد متوسط وارد باشد میتواند این نقل قولها را به صورت قابل قبولی ترجمه کند. بقیه دوستان علاقمند هم میتوانند عکسهای این فقها رو پیدا کنند و به این تاپیک پیوست کنند. نظری، پیشنهادی هم اگر دارید، همینجا مطرح کنید.

منابع به زبان فارسی:
الغاية القصوى (فارسي) - لليزدي ترجمة الشيخ عباس قمي - ج 2 - ص 87
( مسئلة 1 ) جايز نيست دخول بزوجه پيش از آنكه نه سال او تمام شده باشد چه زوجه حره باشد يا كنيز بعقد دوام يا بمتعه بلكه جايز نيست وطى كنيز خود يا محلله پيش از نه سال بلى ساير استمتاعات مثل نظر ولمس بشهوت ودر بغل گرفتن وبرآن او ماليدن در تمام اقسام مانعى ندارد هر چند شير خوار باشد.

مجمع المسائل (فارسي) - السيد الگلپايگاني - ج 2 - ص 159
س 444 - اگر زوجه كمتر از نه سال داشته باشد هر گونه استمتاع از او به غير از وطى جايز است يا خير . ج - بلى جايز است .

نجاة العباد - إمام الخميني- ص: 361
مسأله 11 جايز نيست وطى زن قبل از اين كه بالغ بشود، يعنى نه سالش تكميل گردد و فرقى نيست بين اين كه دائم باشد يا صيغه و امّا بقيه كارها از قبيل بوسه زدن و در بر گرفتن و چيزهاى ديگر مانعى ندارد.


تحریرالوسیله – روح الله خمینی – ج4 ص14
مساءله 12 - كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست .

--------------------------------------------------------------------------------

Behrooz08-15-2009, 07:29 PM
منابع به زبان عربی:
متن تحریرالوسیله رو برای مقایسه گذاشتم:
تحرير الوسيلة – خمینی- ج2، ص: 241
مسألة 12 لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين، دواما كان النكاح أو منقطعا، و أما سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة و الضم و التفخيذ فلا بأس بها حتى في الرضيعة، و لو وطأها قبل التسع و لم يفضها لم يترتب عليه شي‏ء غير الإثم على الأقوى، و إن أفضاها بأن جعل مسلكي البول و الحيض واحدا أو مسلكي الحيض و الغائط واحدا حرم عليه وطؤها أبدا لكن على الأحوط في الصورة الثانية، و على أيّ حال لم تخرج عن زوجيته على الأقوى، فيجري عليها أحكامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة أختها معها و غيرها، و يجب عليه نفقتها ما دامت حية و إن طلقها بل و إن تزوجت بعد الطلاق على الأحوط، بل لا يخلو من قوة، و يجب عليه دية الإفضاء، و هي دية النفس، فإذا كانت حرة فلها نصف دية الرجل مضافا إلى المهر الذي استحقته بالعقد و الدخول، و لو دخل بزوجته بعد إكمال التسع فأفضاها لم تحرم عليه و لم تثبت الدية، و لكن الأحوط الإنفاق عليها ما دامت حية و إن كان الأقوى عدم الوجوب.


وسيلة النجاة – سید ابوالحسن اصفهانی - ص: 696
(مسألة 12): لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين؛ دواماً كان النكاح أو منقطعاً، و أمّا سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة و التقبيل و الضمّ و التفخيذ فلا بأس بها حتّى في الرضيعة. و لو وطئها قبل التسع و لم يفضها لم يترتّب عليه شي‏ء غير الإثم على الأقوى‏، و إن أفضاها بأن جعل مسلكي البول و الحيض أو مسلكي الحيض و الغائط واحداً حرم عليه وطؤها أبداً، و لكن لم تخرج عن زوجيّته على الأقوى‏، فيجري عليها أحكامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة أُختها معها و غيرها. و يجب عليه نفقتها ما دامت حيّة؛ و إن طلّقها، بل و إن تزوّجت بعد الطلاق على الأحوط . و يجب عليه دية الإفضاء و هي دية النفس فإذا كانت حرّة، فلها نصف دية الرجل، مضافاً إلى المهر الذي استحقّته بالعقد و الدخول. و لو دخل بزوجته بعد إكمال التسع فأفضاها لم تحرم عليه و لم تثبت الدية، و لكنّ الأحوط الإنفاق عليها ما دامت حيّة.

منهاج المؤمنين – مرعشی نجفی - ج‏2، ص: 208
1- لا يجوز وطي الزوجة قبل إكمال تسع سنين مطلقا دواما كان النكاح أو متعة، و أما الاستمتاع بما عدا الوطي من النظر و اللمس بشهوة و الضم و التفخيذ فجائز في الجميع و لو في الرضيعة.



هداية العباد - سيد محمد رضا موسوى گلپايگانى -‏ ج‏2، ص: 305
(مسألة 1057) لا يجوز وطأ الزوجة قبل إكمال تسع سنين دواما كان النكاح أو منقطعا، و أما سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة و التقبيل و الضم و التفخيذ فلا بأس به حتى في الرضيعة، و لو وطأها قبل التسع و لم يفضها فالأحوط ترك وطئها أبدا، و إن أفضاها بأن جعل مسلكي البول و الحيض أومسلكي الحيض و الغائط أو الجميع واحدا حرم عليه وطؤها أبدا، و لكن لم تخرج عن زوجيته على الأقوى، فيجري عليها أحكامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة أختها معها و غيرها. و يجب عليه نفقتها ما دامت حية و إن طلقها، بل و إن تزوجت بعد الطلاق على الأحوط. و يجب عليه دية الإفضاء، و هي دية النفس، فإذا كانت حرة فلها نصف دية الرجل مضافا إلى المهر الذي استحقته بالعقد و الدخول. و لو دخل بزوجته بعد إكمال التسع، فأفضاها لم تحرم عليه و لم تثبت الدية، و لكن الأحوط الإنفاق عليها ما دامت حية و إن طلقها و تزوجت بغيره.


كلمة التقوى- شيخ محمد امين زين الدين -‏ ج‏7، ص: 14
المسألة 21:يحرم على الرجل وطء الزوجة قبل ان تكمل لها تسع سنين، و لا فرق في هذا الحكم بين أن تكون حرة أو أمة و أن يكون الزواج بها دائما أو منقطعا، و كذلك في الأمة المملوكة له أو المحللة على الأحوط فيهما، فإذا وطأ الأنثى قبل أن تبلغ السن المذكورة كان آثما، سواء دخل بها أم لم يدخل، كما إذا وطأها ببعض الحشفة و يجوز له الاستمتاع بما سوى ذلك منها كالتقبيل و الشم و الضم و التفخيذ و غير ذلك.


موسوعة الإمام الخوئي- سيد ابو القاسم موسوى خويى- ‏ ج‏32، ص: 124
[3694] مسألة 1: لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين حرّة كانت أو أَمة، دواماً كان النكاح أو متعة ، بل لا يجوز وطء المملوكة و المحلّلة كذلك. و أما الاستمتاع بما عدا الوطء من النظر و اللّمس بشهوة و الضم و التفخيذ فجائز في الجميع و لو في الرضيعة.


مهذب الأحكام- سيد عبد الأعلى سبزوارى -‏ ج‏24، ص: 72
(مسألة 1): لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين حرة كانت أو أمة، دواما كان النكاح أو متعة بل لا يجوز وطء المملوكة و المحلّلة كذلك و أما الاستمتاع بما عدا الوطء من النظر، و اللمس‏ بشهوة و الضم، و التفخيذ، فجائز في الجميع و لو في الرضيعة.


منهاج الصالحين- سید علی سيستاني- ج‏3، ص: 10
مسألة 8: لا يجوز وطء الزوجة قبل إكمال تسع سنين‏، دواماً كان النكاح أو منقطعاً، و أما سائر الاستمتاعات كاللمس بشهوة و التقبيل و الضم و التفخيذ فلا بأس بها، و لو وطئها قبل إكمال التسع و لم يفضها لم يترتب عليه شي‏ء غير الإثم على‏ الأقوى‏، و الإفضاء هو التمزق الموجب لاتحاد مسلكي البول و الحيض أو مسلكي الحيض و الغائط أو اتحاد الجميع و لو أفضاها لم تخرج عن زوجيته، فتجري عليها أحكامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة أختها معها و غيرها، و لكن قيل: يحرم عليه وطؤها ابداً. إلّا أن الأقوى‏ خلافه، و لا سيما إذا اندمل الجرح بعلاج أو بغيره نعم تجب عليه دية الإفضاء، و هي دية النفس ان طلقها، بل و إن لم يطلقها على‏ المشهور، و لا يخلو عن وجه، و تجب عليه نفقتها ما دامت مفضاة و إن نشزت أو طلقها، بل و إن تزوجت بعد الطلاق على‏ الأحوط.
و لو دخل بزوجته بعد إكمال التسع فأفضاها لم تحرم عليه و لم تثبت الدية، و لكن الأحوط وجوب الإنفاق عليها كما لو كان الإفضاء قبل إكمال التسع، و لو افضى‏ غير الزوجة بزناء أو غيره تثبت الدية، و لكن لا إشكال في عدم ثبوت الحرمة الأبدية و عدم وجوب الإنفاق عليها.


Marooned08-16-2009, 08:53 AM
درود بر همه دوستان،

یکی از مسائل وحشتناکی که در رساله آخوندهای شیعه مجاز دانسته شده، سوء استفاده جنسی از کودکان هست. من در این تاپیک میخواهم با یاری دوستان تمام نقل قولهای موجود در این زمینه را به صورت مستند گردآوری و ترجمه کنیم و همراه تصویر هر کدام از این فقها در یک نوشتار در زندیق منتشر کنیم. من با استفاده از کتابها و نرم افزارهایی در اختیار دارم، توانسته ام بخش زیادی از اینها رو جمع کنم، منتها بیشترشون به عربی هستند. ولی خوشبختانه فتواها شبیه یکدیگر هستند و کسی که عربی را در حد متوسط وارد باشد میتواند این نقل قولها را به صورت قابل قبولی ترجمه کند. بقیه دوستان علاقمند هم میتوانند عکسهای این فقها رو پیدا کنند و به این تاپیک پیوست کنند. نظری، پیشنهادی هم اگر دارید، همینجا مطرح کنید.

منابع به زبان فارسی:
الغاية القصوى (فارسي) - لليزدي ترجمة الشيخ عباس قمي - ج 2 - ص 87
( مسئلة 1 ) جايز نيست دخول بزوجه پيش از آنكه نه سال او تمام شده باشد چه زوجه حره باشد يا كنيز بعقد دوام يا بمتعه بلكه جايز نيست وطى كنيز خود يا محلله پيش از نه سال بلى ساير استمتاعات مثل نظر ولمس بشهوت ودر بغل گرفتن وبرآن او ماليدن در تمام اقسام مانعى ندارد هر چند شير خوار باشد.

مجمع المسائل (فارسي) - السيد الگلپايگاني - ج 2 - ص 159
س 444 - اگر زوجه كمتر از نه سال داشته باشد هر گونه استمتاع از او به غير از وطى جايز است يا خير . ج - بلى جايز است .

نجاة العباد - إمام الخميني- ص: 361
مسأله 11 جايز نيست وطى زن قبل از اين كه بالغ بشود، يعنى نه سالش تكميل گردد و فرقى نيست بين اين كه دائم باشد يا صيغه و امّا بقيه كارها از قبيل بوسه زدن و در بر گرفتن و چيزهاى ديگر مانعى ندارد.


تحریرالوسیله – روح الله خمینی – ج4 ص14
مساءله 12 - كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست .

ای بابا! اینا انسان هستند؟ به چه کرمهایی بدل شدند... زن و کودک همیشه مورد آزار اینا بود و هست! موندم چرا اینهمه طرفدار دارند... بیمار تشریف دارند... خمینی رو میبینید؟ یه ملت پشت این بودند... الان بپرسی ازشون میگن دین بهانه بود...
بذارید اینجا بعضی ها بخونند بیشتر بشناسند

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن جنایتکارمعروف


اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن جنایتکارمعروف مدتی است که آزاد می باشد
بنابه گزارشات رسیده از بند 2 زندان گوهردشت کرج، اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن یکی از جلادن و جنایتکارانی که در قتل، شکنجه، تجاوز،آدام ربائی ،باجگیری وصدها جنایت دیگر که خود به آنها اعتراف کرده بود ،بدستور قربانعلي دري نجف آبادي" دادستان کل کشور آزاد شده است.

مدتی پیش او را تحت عنوان اینکه به مرخصی 2 هفته ای فرستاده می شود و این عمل در خفای کامل صورت پذیرفته بود تا زندانیان سیاسی از رفتن این فرد مطلع نشوند آزاد می کنند او در حدود 5 هفته است که دیگر به زندان برنگشته است. گفته می شود افراد در سطح بالای این رژیم خواستار آزادی او بودند و دستور آزادی این فرد توسط قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کشور صادر شده است.
اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن قبل از انقلاب یکی از باج گیرهای منطقه جمشید تهران بود. او پس از انقلاب ابتدا فرمانده گروه ضربت جنوب تهران شد و با یورش بردن به منازل و مغازه ها به مال و ناموس مردم تعدی می کرد. سپس گروه ضربت در کمیته های انقلاب ادغام شد و وی بعنوان فرمانده کمیته منطقه 12 تهران منصوب شد. احمدرضا رادان فرمانده فعلی نيروي انتظامي تهران بزرگ از جمله کسانی بود که در این کمیته و زیر دست این فرد کار می کرد (بنابه گفته خود اسمال تیغ زن).اسمال تیغ زن که توسط یکی از همدستانش بنام اکبر خوش کوش برای بعضی امور خاص به محفل سعید امامی معرفی می شود و در قتل سیامک سنجری،فاطمه قائم مقامی و ناصر سیگارودی شرکت داشته.او به پاس خدمات شایسته که انجام داده بود یک شرکت حمل و نقل دریایی ثبت می کند و صاحب تعدادی کشتی باری بوده ، و حتی زمانی که در زندان گوهردشت به اصطلاح زندانی بوده است امور آنها را پیگیری می کرداو در زندان دست بازی داشت و از احترام خاصی از طرف گردانندگان زندان بخصوص علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان برخوردار بوده .
اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ زن علاوه بر سمتهای که در گروه ضربت و فرمانده کمیته 12 تهرانداشته بود. او همچنین سمتهایی مانند رياست حراست شرکت دخانيات ایران و در مراکز مختلفي نظير دادگاه انقلاب، سپاه پاسداران، بنياد مستضعفان و جانبازان و سد معبر شهرداري داراي سمت هايي بوده است. بنابه به گفته نماينده وزارت اطلاعات حاضر در جلسه دادگاه(اسمال تیغ زن )، آشکار شد که افتخاري " با در دست داشتن مجوز مخصوص، اجازه حمل هر نوع اسلحه اي را با خود داشته است
اسمال تیغ زن همچنین به هوادران سازمانها و جریانات مخالف در بدو انقلاب حمله ور می شد و آنها را مورد ضرب و شتم ،دستگیری و تحت شکنجه قرار می داد او پس از سرکوب مردم ایران در 30 خرداد 1360 در شناسائی،دستگیری،انتقال به خانه های امن و شکنجه های وحشیانه آنها که گفته می شود در مواردی منجر به مرک شده است نقش داشته است.
جنایتهای این فرد آنقدر گسترده بود که رژیم علیرغم اینکه اعمال غیر انسانی مختلفی علیه هواداران گروههای مخالف سیاسی که انجام داده بود و باعث خشنودی آنها شده بود ناچار به دستگیری وی شدند و وقتی که در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت به بخشی از جنایتهای هولناک خود اعتراف نمود.
این جنایتکار به زندان اوین منتقل گردید ووزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی او را روانۀ بندی که زندانیان سیاسی در آن محبوس بودند کرد.اسمال تیغ زن علیه زندانیان اقدام به خبر چینی می کرد.و در حملات خونین که علیه زندانیان سیاسی توسط وزارت اطلاعات برنامه ریزی می شد همراه با پاسداربندها آنها را به اجرا در می آورد. ازجمله کسانی که در اثر حملات این فرد که با میله آهنی صورت گرفته بود و باعث مصدوم شدن آنها شده بود آقایان هاشم شاهی نیا و سعید شاه غله و دکتر ناصر زرافشان بود
او مدتی است که به زندان گوهردشت منتقل شده بود و در اذیت وآزار و فشار علیه زندانیان سیاسی نقش داشت و بارها با زندانیان سیاسی و از جمله بهروز جاوید طهرانی درگیر شده بود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،آزادی این مجرم خطرناک که مرتکب جنایتهای فراوانی شده است و به گفته این جنایتکار مامور بوده و معذور و فقط دستورات را اجرا می کرده است را محکوم می کند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
08 دی 1387 برابر با 28 دسامبر

مرگ یک دختر کرد در اثر شکنجه

دختر کورد تحت شکنجه ی اطلاعات مهاباد جان باخت

گلچین صالح پور 23 ساله از اهالی مهاباد که چندی پیش از سوی اطلاعات این شهر بازداشت شده بود در تک سلولی این نهاد امنیتی تحت شکنجه ی نیروهای موسوم به سربازان گمنام امام زمان جان باخت. پیکر بی جان این دختر کورد به دور از انظار عمومی از سوی نیروهای همین نهاد امنیتی در مکانی نامعلوم دفن شده است. خانواده ی مقتول که از قشر بسیار فقیر جامعه به شمار می آیند تا کنون از زمان قتل فرزندشان و محل دفن وی اطلاعی ندارند. طبق تحقیقات انجام شده، در اطلاعات شکنجه ی روحی و جسمی رکن اصلی و ثابت اعتراف گرفتن اجباری از متهمان موسوم به بازجویی می باشد. شایان ذکر است اطلاعات در کردستان سابقه ای سیاه در زمینه ی شکنجه و سرانجام قتل جوانان کورد دارد. که از آن جمله می توان به شهیدان ابراهیم لطف اللهی، شوانه سید قادری، کاوه عزیز پور و بسیاری دیگر اشاره نمود. شهید عگید نیز تحت شکنجه های وحشیانه ی اطلاعات خوی یک پای خود را از دست داد و پس از قطع آن، بدون دادگاهی و حکم قضایی توسط جلادان همین نهاد امنیتی به دار آویخته شد و پس از آن نیز هیچ گونه پیگرد قانونی گریبانگیر این نهاد جنایت پیشه نشد. همچنین شهیدان احسان فتاحیان و فصیح یاسمنی که از شکنجه های مرگبار اطلاعات جان سالم به در برده بودند ظاهرا به حکم قوه ی قضائیه اما فی الواقع به خواست همین نهاد انسان ستیز به دار آویخته شدند

چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

مدیر بالاترین شیطانک مضحکه چهار صندوق

مدیر بالاترین شیطانک مضحکه چهار صندوق
بهرام بیضایی نمایشنامه ای دارد با عنوان مصحکه ی چهار صندوق. در این نمایشنامه که چهار صندوق به نشان چهار تفکر مختلف هستند تصمیم می گیرند برای خود نکهبانی درست کنند. از قرار معلوم یک شیطانک را به عنوان نگهبان بر می گزینند و هر کس بخشی از قدرت خود را به او می دهد. در نهایت همان شیطانک قدرتمند شده و انها را به زنجیر می کشد. حال این است حکایت ما و مدیر بالاترین. کسی که همه قدرتش را از ما گرفته و هر گاه دوست داشت ما را حذف می کند. باید با این روند مقابله کنیم. دوستان هربالاترینی یک ای میل اعلام کند که افرادی که حساب آنها توسط بالاترین بسته می شود بتوانند مطالب خود را برای شما ارسال کنند و شما به بالاترین پست کنید.
شک نکنید اگر در مقابل بالاترین کوتاه بیاییم کلاهمان پس معرکه است

در روز جهانی زن نه روسری نه توسری

روز هفده اسفند روز جهانی زن ساعت هفده در همه خیابانهای ایران و به خصوص تهران نه روسری نه تو سری