پنجشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۱۰

ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟

ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟

شعری از مرحوم اخوان ثالث که اشاره به داستان مردی دارد که خر ماده اش را برای جفت گیری برد و یک کله قند هم به عنوان هدیه به صاحب خر نر داد و آخر کار خر نر سوراخ را اشتباهی تشخیص داد. هر کس از آن مرد پرسید چه شد؟ خرت باردار شد یا نه؟ جواب شنید که یک کون و یک کله قند دادیم و نتیجه ای نگرفتیم

یاد آن زمان که چندی، از شور انقلابی

هرگز نبود یک دم، در دیده خواب ما را

«تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد»

گفتیم و از مسلسل آمد جواب ما را

بردیم مادیان را از بهر فحل دادن

برعکس آرزوها شد مستجاب ما را

کونی و کله قندی دادیم و بازگشتیم

دیگر نماند وامی از هیچ باب ما را

گر انقلاب این است باری به‌ ما بگویید

ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را

طنز- احمدي نژاد: يارانه ها حلال است ، بهش دست نزنيد!

طنز- احمدي نژاد: يارانه ها حلال است ، بهش دست نزنيد!


آیا منطقی است که دم از مبارزه با حکومتی جنایتکار زد ولی همزمان از فرهنگ جنایت پیشه دفاع نمود؟


آیا منطقی است که دم از مبارزه با حکومتی جنایتکار زد ولی همزمان از فرهنگ جنایت پیشه دفاع نمود؟


رایانه‌ای را نظر بگیریم که از بهترین سخت‌افزار روز جهان بهره‌مند است، منتها برنامه‌ای که بر روی آن نصب کرده‌اند، برنامه‌است کاملا قدیمی و مربوط به زمانی که تازه برنامه‌نویسی به این شیوه در حال شکل گیری بود، آیا چنین رایانه‌ای برای فضای امروز کاربردی خواهد داشت؟ اکنون اگر این رایانه سرور اصلی سرویس دهنده‌ی کشوری باشد چطور؟
مسلما پاسخ منفی است، زیرا اگر هم برای مدتی کوتاه از چنین رایانه‌ای استفاده گردد قطعا پر از ویروس خواهد شد، آیا باید برای بهره‌بردای از این رایانه اقدام به از بین بردن ویروس‌ها نمود یا اینکه کل نرم‌افزار آن را عوض و به روز رسانی نمود؟
حکایت کشور ما نیز چنین است، رژیمی حاکم بر میهن عزیز ماست که بهترین‌های سخت‌افزار جهان را در اختیار دارد، کشوری با موفعیت بی‌نظیر جغرافیائی، ایران از لحاظ ذخایر مواد طبیعی هم در جهان کم نظیر است، همچنین دارای امکانات بالقوه‌ی گردشگری است، از همه مهمتر از نیروی انسانی بسیار قوی با ظریب هوشی بالاتر از متوسط جهانی نیز برخوردار است، اما چرا باید مردم چنین کشوری هزینه‌ی تأمین نان و مسکن بزرگترین دغدغه‌ی آنان باشد؟
پیشرفت امری است نسبی نه مطلق، بدین معنا که هر ملل خود را با دیگر ملت‌ها مقایسه می‌کند، در آن صورت است که میزان این ترقی مشخص خواهد شد.
ایده‌ای که بر مبنای آن کشورها اداره می‌گردند دقیقا مانند همان نرم‌افزار رایانه است، هرگاه کشوری نتوانست علیرغم در اختیار داشتن سخت‌افزار خوب، پیشرفتی نداشته باشد باید در فکری که این سخت‌افزار را اداره می‌نماید تجدید نظرکند، در مورد کشور ما هم دقیقا چنین است؛ اسلام قرنهاست که خواسته یا ناخواسته حاکم مطلق بر سرزمین ماست، تمام قوانین ما برگرفته از اسلام می‌باشد، این دین است که اخلاق ما ایرانیان را شکل داده است، اگر بشود در تمام چیزها شک کرد کسی جرأت بیان شک علنی خویش را در اساس یاورهای اسلامی ندارد. وجود انسان یعنی تعقل و حرکت در مسیر آن، اسلام دینی است که اجازه‌ی تعقل را در اساس خویش از پیروانش می‌گیرد؛ هرگاه تعقل از جامعه‌ای رخت بربندد تعصب جایگزین آن خواهد شد، همین تعصب تا بدانجا پیش می‌رود که مجوز ریختن خون مخالف عقیدتی را نیز صادر می‌کند، مؤمنان این مخالفان را مانند جانوانی می‌بینند که در لباس انسانها گام برمی‌دارند، بنابراین مجوز هر برخوردی با آنان را روا می‌دانند، این برخوردها هم بصورت سیستماتیک خواهد بود و هم فردی، برخورد سیتماتیک را در طی سالهای حکومت اسلامگرایان بر کشور ما همواره شاهد بودیم، از واقعیت دردناک تجاوز به دختران شوهر ناکرده‌‌ای که حکم اعدام عقیدتی را در مورد آنها صادر کرده بودند گرفته تا کشتن زیر شکنجه‌ی صدها روشنفکر دلیری که نظرات خویش را علنا بیان می‌کردند. اگر قرار باشد در این زمینه لیستی تهیه گردد به یقین مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود؛ این رژیم وقاحت را بدانجا رسانید که با استفاده از دستورات همین دین، مجوز تجاوز جنسی را به دختران و زنان مخالف را به چماقداران مزدورش چنین مجوزی را در زندانها داده بود، من در همان موفع گفتم که به یقین دلیل این امر در ذات اسلام نهفته است، ! آیا می‌دانید باغی کسی است که بر حکومت اسلام بشورد؟ آیا می‌دانید اسلام مجوز بدترین جنایتها را در مورد افراد باغی صادر کرده است؟...
و اکنون عده‌ای خواهان ایجاد تغییراتی در کشور هستند که نتیجه‌اش پیشرفت باشد، آیا می‌توان به چنین پیشرفتی نائل گردید در حالیکه همچنان کشور از نرم‌افزار کهنه‌ای که در درونش ویروس‌های خطرناکی نهفته است بهره برد؟ چگونه است که ما راضی نیستیم بر روی رایانه‌های عادی خودمان نرم‌افزار قدیمی ویروس‌گیر را نصب نمائیم، اما همچنان حاضریم کشورمان را با فکر شخصی که مربوط به گذشته‌ی تاریخ است جلو ببریم؟ آیا می‌توان دم از مبارزه با جنایت زد ولی همزمان از فرهنگ جنایت پیشه دفاع نمود؟
متأسفانه نقد دین در این کشور همچنان تابوست، چه کسی باید این تابوها را بشکند؟ اسلام‌گرایان با تمام قوا مشغول ترویج دینی هستند که با استفاده از آن قرنهاست که بر اندیشه‌ی توده‌ها حکومت کرده‌اند. آیا می‌توان با افزودن اندکی شکر، شوری را از نمک گرفت؟ ادعا دارند که هدف آنان پیشرفت ایران است ولی حاضر نیستند ابزاری را به چالش بگیرند که وسیله‌ی اصلی سرکوب شدنشان است.....
درد است این سخن درد است که درمانش نزد من و توست

چهارشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۱۰

سخنان فرود فولادوند در باره عاشورا

سخنان فرود فولادوند در باره عاشورا
بر اساس اسناد تاریخی حسین بر این باور بوده که دختر ایرانی را نباید به زنی گرفت فقط باید مانند کنیز با او همخوابگی کرد
حال ملت ایران به این حد از جهل رسیده اند که برای حسین تازی گریه می کنند













دیگه حال آدم از این دو کلمه به هم میخوره:امام،اسلام

دیگه حال آدم از این دو کلمه به هم میخوره:امام،اسلام
ijazian.wordpress.com
به مسلمون بودن و غیر مسلمون بودن॥به تفکر و غیره کاری ندارم॥و نقدی در رابطه با اونا نیست॥ولی فکر میکنم خود مسلمونام دیگه حالشون از این کلمه ی اسلامی که توی این صداو سیما و جمهوری اسلامی و غیره گفته میشه بهم میخوره..اسلامی که اگر هم باشه و خوب باشه..به بدترین نحو از اسمش سوء استفاده میکنند و آدم رو ازش منزجر میکنن…و کلمه ی دیگه ای که صبح تا شب توی این 6 شبکه ی افتضاح پشت سر هم گفته میشه..امام..که دیگه واقعا وقتی اسمش میاد آدم حالت تهوع میگیره… این دوتا کلمه اسلحه ای شده برای جمهوری اسلامی و در مقابل همه..همه چیز که با آن مخالف باشند ازین دو کلمه استفاده میکنند.. و چه بسی اگر کمی به این دو کلمه فکر کنیم و بفهمیم که اینقدر مقدس نیستند وتابو و اینکه اینها دارند ازین دو چیز که شاید عده ای از مردم به یکی از آنها یا هردویشان متعصب اند سوء استفاده میکنند اگر بشه از این دو سمبلی که ججمهوری اسلامی هدف خودش قرار داده و اونارو مسئول تحریک احساسات عده ای کرده بگذریم شاید..در همین زمان…لااقل..به نتیجه ای برسیم دین یک چیز شخصیست ولی آنطور که اینها از دین اسلام برداشت کرده اند این دین را به همه چیز ربط داده اند و از آن سوء استفاده ی کامل میکنند بیاید دین رو شخصی نگه داریم…। و در آخر اینکه امام که فکر کردن نداره که چی هست…ولی در مورد اسلام و تعصباتش بیاید کمی فکر کنیم

بیش از 30 هزار نفر از مردم شیراز مرگ خاموش را به درون ریه های خود می کشند

بیش از 30 هزار نفر از مردم شیراز مرگ خاموش را به درون ریه های خود می کشند,

متاسفانه هیچ یک از رسانه های خبری استان فارس تلاشی برای اطلاع رسانی در این زمینه نکرده اند

دوشنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۰

دانلود فايل صوتي صحبتهاي اقاي بهرام مشيري مربوط به جلسه برگزار شده در مسنجر پالتاك

دانلود فايل صوتي صحبتهاي اقاي بهرام مشيري مربوط به جلسه برگزار شده در مسنجر پالتاك


دانلود فايل صوتي صحبتهاي اقاي بهرام مشيري مربوط به جلسه برگزار شده در مسنجر پالتاك
beylux _ paltalk _yahoo
تاريخ 4 دي1389 -شنبه ساعت 10 شب ايران در مسنجر پالتاك برگزار شد
و صداي اتاق از مسنجرهاي ديگر هم زنده پخش شد
دراين جلسه گفتگو و پرسش و پاسخ كه با حضور اقاي مشيري و استقبال هموطنان روبرو شد موضوعات مختلفي مورد بحث قرار گرفت كه ميتوانيد از لينك زيرمشاهده و دانلود كنيد
http://www.4shared.com/audio/ueUAy6CF/record001.html
Email : iranasreroshangari@gmail.com

اسامی ۳۸۹ نفر از عوامل اعدامهای دهه شصت و قتل های زنجیره ای


اسامی ۳۸۹ نفر از عوامل اعدامهای دهه شصت و قتل های زنجیره ای
جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۳۲ نوشته شده توسط Administrator
...فتوا و دستورشخص خمينی که نوشت:” ازآنجا که منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هرچه ميگويند از روی حيله و نفاق آنهاست و به اقرارسران آنها از اسلام ارتداد پيدا کرده اند، وباتوجه به محارب بودن آنها درشمال غرب و جنوب کشور با همکاريهای بعث عراق ونيزجاسوسی آنان برای صدام عليه ملت مسلمان ما، باتوجه به ارتباط آنان با استکبارجهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان ازابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که درزندانهای سراسرکشور برسر نفاق خود پافشاری کرده و می کنندمحارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با رای اکثريت آقايان حجت الاسلام نيری وجناب آقای اشراقی(دادستان تهران) و نماينده ای از وزارت اطلاعات میباشد، اگرچه احتياط دراجماع است ، و همين طور در زندانهای مراکزاستان کشور رای اکثريت آقايان قاضی شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد، رحم برمحاربين ساده انديشی است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا، از اصول ترديدناپذير نظام اسلامی است، اميدوارم با خشم و کينه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمايند، آقايانی که تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و ترديد نکنند و سعی کنند “ اشدءعلی الکفار“ باشند۰ترديد درمسائل قضايی اسلام انقلابی ناديده گرفتن خون پاک ومظهرشهدا می باشد۰ والسلام۰ روح الله الموسوی خمينی “ (خاطرات آیت الله منتظری ،به نقل ازنشریه ؛ انقلاب اسلامی درهجرت ، شماره ۵۰۵، تاريخ ۲۵ دسامبر ۲۰۰۰)

برپایه تحقیق يرواند آبراهامانيان: “هيات تهران ، که ازشانزده نفرتشکيل می شد ، شامل نمايندگانی ازسوی شخص امام ، رييس جمهوری ، دادستانی کل ، دادگاه انقلاب ، وزارتخانه دادگستری ، اطلاعات ومديريت زندان اوين و گوهردشت بودند۰سرپرستی هيات برعهده آيت الله اشراقی گذارده شده بود که دو دستيارويژه داشت ، حجت الله نيری(حسینعلی نیری) – وحجت الاسلام مبشری- ( علی مبشری رياست دادگاه انقلاب اسلامی مرکز) درپنج ماه بعدی اين هيات توسط بالگرد از اوين به گوهردشت در رفت و آمد بود ۰ نام اين هيات را“ هيات مرگ“گذارده بودند “( يرواند آبراهامانيان ، اعترافات شکنجه شدگان زندان ها و ابراز ندامت های علنی درايران نوين ، ترجمه : رضا شريفها‌، نشرباران( سوئد)، صفحات ۳۲۹و۳۲۸)


۶ــ محمدی گلپايگانی رئيس دفترخامنه ای رابط رهبری با روحانيون قم وسه قوه وزمانی معاونت وزارت اطلاعات راهم داشت.

۷ – آشيخ ابوالقاسم خزعلی عضو سابق شورای نگهبان وازشاخه فتوا دهنده گان سازمان تروربوده است.

۸ ــ علی مشکينی امام جمعه قم ورئيس مجلس خبرگان بود که به تازگی فوت کرد.

۹ــ عبدالکريم موسوی اردبيلی رئيس ديوان عالی کشور، جانشين محمد بهشتی بود.

۱۰ ــ مهدی ربانی املشی(دادستان کل کشور) بود.

۱۱ــ يوسف صانعی عضو شورای نگهبان بود بعد جايگزين ربانی املشی ودادستان کل کشورمی شود، نامبرده رئيس بنياد ۱۵خرداد که برای سرسلمان رشدی جايزه تعيين کرد

۱۲ــ سيدمحمدموسوی خوئينی ۱۶تير۶۴دادستان کل کشورمی شود . و …. نقش داشته است .

۱۳ــ مرتضی مقتدايی سخنگوی شورای عالی قضايی ورئيس ديوان عدالت بود.

۱۴ــ محمد محمدی گيلانی قاضی القضات وحاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی مرکز بود.

۱۵ــ حجت الاسلام جعفرنيری قايم مقام ريس ديوانعالی کشوروقاضی شرع دادگاههای انقلاب، معاون گيلانی ازسال۶۳تا۶۸ دراين مسند ماند

۱۶ــ آيت الله مهدوی کنی سرپرست کميته انقلاب اسلامی تهران وبنيانگذاردانشگاه امام محمدباق(جامع الصادق) یک موسسه جهت آموزش مشاوران امنيتی واطلاعاتی است .

۱۷ــ هادوی دادستان کل انقلاب دولت موقت بود.

۱۸ــ غلامحسين رهبرپوررياست دادگاه انقلاب اسلامی مرکزازسال۶۸تا۷۸دراين مقام بود

۱۹ ــ علی مبشری رياست دادگاه انقلاب اسلامی مرکز بعدازرهبرپوربه اين مسندرسيد

۲۰ــ حجت السلام محمد نيازی دادستان دادسرای نظامی ورئيس سازمان قضايی نيروهای مسلح (رياست سازمان قضايی نيروهای مسلح بعدازعلی يوسفی دست يافت

۲۱ــ مرتضی الويری عضوهئيت رئيسه مجلس ، بازجووشکنجه گربود.

۲۲ــ مرتضی فهيم کرمانی (حاکم شرع ورئيس دادگاههای کرمان)نماينده مجلس ازکرمان، معاون لاجوردی دراوين بود.

۲۳ـــ علی اکبرناطق نوری وزيرکشور،رئيس مجلس و مسئول اطلاعاتی بيت رهبری است . خامنه ای شبکه ای داشت به نام ” شبکه عیون” که مسئولش ناطق نوری است. ناطق نوری درسال ۵۹ بازجويی علی

اکبرگودرزی رهبرفرقان رابه عهده داشت

۲۴ــ عباسعلی آقاعليجانی معروف به شيخ قدرت عليجانی(حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی قزوين) نماينده مجلس هم بود

۲۵ــ عبدالمجید معاديخواه(وزيرارشاد) شاگرد محمد بهشتی ، نقش حاکم شرع اوین را بازی می کردورياست دادگاه تقی شهرام رابعهده داشت

۲۶ـــ علی اکبرولايتی، وزيرامورخارجه کابينه هاشمی رفسنجانی وی بعنوان وزيرامورخارجه ،گروه های تروررادرسفارتخانه هامستقروبرای تيم های ترورگذرنامه های جعلی صادروسفارتخانه هارامامورخدمت رسانی به

آنها می کرد،پرونده همکاری وی درتروردکتر شرفکندی ویارانش دردادگاه میکونوس(برلین)چهره ولایتی را به جهانیان نمایانده است

۲۷ــ حبيب الله عسکراولادی مسلمان ازبنيانگزاران جمعيت موتلفه اسلامی ، وزيربازرگانی دولت ميرحسين موسوی واسدالله عسکراولادی برادرحبيب الله به اتفاق مسئوليت کميته امداد امام نهادی موازی سازمان بهزيستی

رابعهده گرفتند. هردوازسردمداران موتلفه وفدائيان اسلام اند ، بخش مالی اقدامات گروههای فشاروحزب الله را اینهادرپیوند با حاجی امانی ها وخاموشی های بازار تامین می کنند

۲۸ــ سرهنگ صيادشيرازی از سرکردگان ارتش بعد از انقلاب و نماینده خمینی بود.

۲۹ــ فتح الله اميدنجف آبادی(حاکم شرع دادگاههای اصفهان)نماينده مجلس ازاصفهان بود.

۳۰ــ محمدعلی حيدری(حاکم شرع نهاوند) بود.

۳۱ ــ غلامحسين نادی(حاکم شرع)نماينده مجلس ازنجف آباد بود.

۳۲ــ عباس شریفی معروف به ابوشريف ،يکی ازپايه گذاران و فرماندهان سپاه بود.

۳۳ــ هاشمی شاهرودی، حاکم شرع ورئيس قوه قضاییه بود.

۳۴ـــ حاجی جوهری فردبانام مستعارمهدوی ازسال۶۰دوباره به مقام رياست زندان ها رسيد

۳۵ ــ صادق خلخالی حاکم شرع وقاتل خلق ترکمن وکردستان بود.

۳۶ــ هادی غفاری نماينده مجلس، بازجو وشکنجه گر بود.

۳۷ــ علی قدوسی ، دادستان کل انقلاب بود.

۳۸ــ سيدحسين موسوی تبریزی(دادستان کل انقلاب)شهريور۶۰بعد ازکشته شدن علی قدوسی بود.

۳۹ــ مجيد قدوسی پسرآيت الله قدوسی سازمانده اعترافات توابين درحسينیه اوين بود.

۴۰ــ محمد محمدی ری شهری، رياست دادگاه انقلاب ارتش وروحانيت ازسال ۵۸تا۶۲ونخستين وزيرسازمان اطلاعات بود.

۴۱ــ ابوالفضل موسوی تبريزی(رياست ديوان عدالت اداری ودادستان کل انقلاب)وجايگزين محمد محمدی ری شهری شد

۴۲ــ علی يونسی با نام مستعارادريسی معاون محمد محمدی ری شهری ازسال۶۳تا۶۸براين مسندبود بعد ازانتصاب علی رازینی به ریاست دادگاه ویژه روحانیت ودادگستری تهران به مقام ریاست سازمان قضایی نیروهای

مسلح دست یافتند وبعدا وزیراطلاعات شد

۴۳ــ علی رازينی مدیر کل قضایی استان تهران از دی ۶۳جانشين لاجوردی شد ورياست دادگاههای تهران وسازمان قضايی نيروهای مسلح شد

۴۴ــ محمديزدی (رياست قوه قضائيه)که ازانتخابات سال۶۷ازمجلس اسلامی برکنارماندبه اين مقام رسيد.

۴۵ ــ اتابکی، دادستان انقلاب ارتش بود.

۴۶ ــ شيخ علی فلاحيان رئيس دادگاه ، دادستان ويژه روحانيت ، معاون و مائم مقام وزارت اطلاعات و ۸ سال وزيراطلاعات و بعد درمقام مشاوررهبربودند ۰ بعد نيزکانديد مجلس خبرگان ازخوزستان و مجلس شورای

اسلامی ازاصفهان شدند

۴۷ــ احمدجنتی، امام جمعه دراهوازوقاتل دههاوصدها دانشجودراهواز و مقامات عدیده ای در این نظام داشته و دارد.

۴۸ــ محسن رضايی فرمانده وقت سپاه پاسدارا ن وسخنگوی شورای مصلحت نظام است .

۴۹ ــ غلامرضا ملاحسنی، نماينده ولی فقيه و امام جمعه اروميه، قصاب اروميه بوده و است .

۵۰ ــ سيداسدالله لاجوردی (رياست دادستانی انقلاب اسلامی مرکز)ازسالهای ۵۹ تا۶۳معروف به جلاد اوين بود و ترور گردید.

۵۱ ــ محسن رفیقدوست ازپایه گذاران سپاه پاسداران و در دزدی ها زبان زد بوده است .

۵۲ ــ مرتضی اشراقی دربهار ۶۵ به جای رازينی نشست.

۵۳ ــ ابوالقاسم سرحدی زاده رياست شورای سرپرستی زندانها ووزيرکارهم شد

۵۴ ــ جزایری امام جمعه اهوازدراعدام وکشتارسال۶۷حضورداشت ومراقب اجراء صحیح کشتاربود

۵۵ ــ هادی خامنه ای یکی ازبازجویان اوین بوده است . هادی خامنه ای گفت

:” ما کابل ها ی مورد استفاده دربازجویی رابه نزد “امام” برده، ایشان آن هایی راکه شرعی هستند،

تایید کرده اند.”

( ايرج مصداقی ، نه زيستن نه مرگ ، جلد اول ،ص۱۴۵، چاپ اول ۱۳۸۳، ناشر: آلفابت ماکزيماسوئد)

۵۶ ــ محمدغرضی وزيرنفت بعدا وزيرپست وتلگراف وتلفن ، چندی معادن استانداری کردستان بودبعدبه دستورخمينی استاندارخوزستان بود ازاول انقلاب تا امروزدرعمليات تروريستی گوناگونی شرکت داشته است ۰نقش

اودرقتل بختيارودرکشتاربرلين ووين آشکارگرديد

۵۷ ــ مرتضی اشراقی (دادستان وقت انقلاب تهران) مشاورحقوقی کنونی بنيادشهيد شد.

۵۸ ــ اخوان آخوندی که نماینده خمینی در سپاه پاسداران گیلان بود

۵۹ــ موسی واعظی ازمسئولان وزارت اطلاعات تهران، سرپرستی زندان را درسال ۶۸ به عهده گرفت

۶۰ــ ناصريان نام اصلی اش حاجی مغيثی مديرداخلی زندان گوهردشت وداديارزندان اوين که زندانیان وبويژه مخالفان وسرموضعی ها رابا شديدترين شيوه ها زيرفشارمی گذاشت ۰ازمامورين اجرايی اعدام

هاوکشتار۶۷بود وبه دارآويختن زندانيان حضورفعال داشت۰ اکنون مسئول دايره مبارزه با فساد درخيابان مطهری است

۶۱ــ محمدکچوئی(از۸تير۶۰رياست زندان های دادستانی انقلاب) رسید و ترور گردید.

۶۲ــ حسنی بعدازترورکچويی، به اين مقام رسيد

۶۳ــ حاج داوود لشکری( رئيس ومدیرداخلی زندان گوهردشتاز خوامل کشتار۶۷)

۶۴ــ حاج داوود رحمانی(مسئول قزل حصار) بود.

۶۵ ــ حاج احمد معاون حاج داوودرحمانی درقزل حصار بود.

۶۶ــ حاج ميثم (رئيس زندان اوين و بعدارياست واحد يک قزل حصار)ا زسال ۶۳ تا۶۵را بعدازحاج داوود رحمانی بعهده گرفت وفروشنده آهن آلات بازارتهران بود

۶۷ــ محمد خاموشی مسئول واحد يک قزل حصار بود.

۶۸ــ پيام فضلی نژادازمعاونان سابق سعيدمرتضوی ، معاون اطلاعات ناجا بود.

۶۹ــ حجت اسلام ابراهيم ، رئيس سابق سازمان بازرسی کل کشورومعاون اول قوه قضاييه کشوراسلامی منصوب شد.

۷۰- حاج مجتبی معاون دادستانی لاجوردی ومسئول امنيتی زندان اوين وازقديمی ترين مامورين آنجا بود۰ درزمان لاجوردی دست راست اوبه حساب می آمد۰ بعد ها همچنان ماموريت خود را داشت هرجا که نيازبه

شلاق و تنبيه بو، مجتبی هم حاضربود۰ درتابستان۶۷ وکشتارزندانيان وشلاق زدن کمونيست ها فعال بود وبعداازمسئولان وشکنجه گران زندان گوهردشت کرج شد

۷۱ – محمود سالارکيا معاون دادستان تهران سعيد مرتضوی بود.

۷۲- حاج نصيريان

۷۳- عباسعلی عليزاده (رئيس کل دادگستری تهران ورئيس هیات نظارت وبازرسی حفظ حقوق شهروندی )

۷۴- حاج آقا پيشوا سربازجوی سابق شعبه یک وبعدا رئيس سرپرستی زندان اوین بود.

۷۵- حاج سید حسین مرتضوی(اداره زندان گوهردشت بعد به ریاست زندان اوین رسید)

۷۶- مهندس فروتن ( رئيس زندان اوين دوباره به ریاست گوهردشت هم رسید)

۷۷- حاج شکاری رئيس بند جهاد، زندان گوهر دشت بود.

۷۸- حاج صمد

۷۹- محمد علی بشارتی قايم مقام وزارت خارجه علی اکبر ولايتی شدبعدوزيرکشورگرديدویکی ازپایه گذاران سپاه پاسداران بود

۸۰ – بهرام گشتاپو(مسئول دارزدن ها دراوين تابستان ۶۷)

۸۱ – رمضان چوپان شکنجه گراوين بود.

۸۲- محمد کاظم بهرامی ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح را بعهده داشت .

۸۳- فاطمه جباری (پاسداراوین زن خشن و بيرحم) بود.

۸۴ – تیمسارصدرالاسلام مسئول اداره اطلاعات ناجا، معاونت اطلاعات نیروی انتظامی بود.

۸۵ – عباس دوزدوزانی ازپایه گذاران سپاه پاسداران بود.

۸۶ – آیت الله ربانی شیرازی نماینده خمینی درحوادث ویژه استان های کردستان وآذربایجان غربی وعضوفقهای شورای نگهبان شد

۸۷ – صالح (شکنجه گروسرپرست بند ۲۰۹ )

۸۸ – برادرلاجوردی (نماينده دادستانی انقلاب مرکزدرفرودگاه مهرآباد) بود.

۸۹- عربشاهی با نام مستعارمطهری (گرداننده وسربازجوی کميته مرکز) بود.

۹۰- حسن گشتاپو(شکنجه گراوين) بود.

۹۱- سراج الدين موسوی (سرپرست امورکميته های مسلح) بود.

۹۲- حاج فکورنام اصلی اش اکبرکبيری آرانی بازجوی شعبه ی هفت بود ودرسالهای ۶۴و۶۵ به رياست زندان اوين رسيد. فکورهميشه کابلی به دستش پيچيده بود

۹۳- شاه محمدی پاسداربند که ریشی حنا بسته ودندان های طلایی داشت و بد جنس بود

۹۴- پاسداررحيمی (بازجوی زندانيان توده ای واکثريتی و شکنجه گراوين) بود.

۹۵- حاج رضائی (بازجوی زندانيان بهائی واقليت های مذهبی دراوين) بود.

۹۶ – امامی وابسته به انجمن اسلامی يکی ازدانشگاههای آمريکا، سربازجوی شعبه ۲ و۲۱دادستانی اوين ) بود.

۹۷- حاج جواد ( بازجوی پرونده مبارزان شهرستانی دراوين) بود.

۹۸ – جليل حسنی ازپاسداران کميته اروميه وازمحافظان ملا حسنی و الان به تجارت مشغول است

۹۹ – نگهبان صديقه مسئول بند زنان بود.

۱۰۰- سردارپاسدارمحمد رضا نقدی (بازجوو شکنجه گر) وبعدا فرمانده حفاظت واطلاعات نيروهای انتظامی بود.

۱۰۱- حسين الله کرم ازسخنگویان انصارالله بود.

۱۰۲- سعيدامامی معروف به(سعيد اسلامی ) ونام اصلی اش مجتبی قوامی است ، درزمان وزارت فلاحيان به عنوان معاون امنيتی وزارت اطلاعات منصوب شد

۱۰۳- قربانعلی دُری نجف آبادی(حاکم شرع شيراز، اصفهان، قم ووزيراطلاعات بعدی) بود.

۱۰۴- سید حسن شاهچراغی نماینده مجلس ازدامغان، رئيس دفتر دادستانی کل انقلاب بود و ازنزدیکان علی قدوسی بود

۱۰۵ – آخوند زرقندی (حاکم شرع دادگاههای کرج) بود.

۱۰۶- حسين آيت الهی (نماينده خمينی درجهرم) بود.

۱۰۷- موحدی قمی (حاکم شرع دادگاههای استان کرمانشاه) بود.

۱۰۸- کريمی معروف به سه کنج کله( دادستان لاهيجان وشرق گيلان) بود.

۱۰۹- اسعدالهی (رئيس خشن زندان آمل) بود.

۱۱۰- حاج برخورداری طلبه شکنجه گر یکی ازپست ترین ودرعین حال ورزیده ترین شکنجه گران رژیم درآمل بود

علی اکبرپرورش (وزيرآموزش وپرورش) بود.

۱۱۲- احمدمعتمدی ( وزيرپست و تلگراف و تلفن) بود

۱۱۳- نادری (زن پاسدارخشن زندان گوهردشت) بود.

۱۱۴- علی معتمد ازدوستان نزدیک لاجوردی ، بخش خیاطی جهاد زندان گوهردشت را اداره می کرد

۱۱۵- پاسدارحميد يا حامد تُرکه بازجوی شعبه۶ ویژه گروههای چپ وشکنجه گراوين) بود.

۱۱۶- دکتراحمد پورنجاتی ،معاون اسبق وزارت اطلاعات وقایم مقام سازمان صداوسیما به عنوان یک چهره مطلع وموثق فعالیتهای محفل اطلاعاتی بود.

۱۱۷- برادرمسعود(بازجوی اوين)که ” شلوارآمریکایی، کفش نوک تیز و ورنی می پوشید. قوی جثه و خیلی مغرورولاتی حرف می زد”( درراهروهای خون، یادداشتهای زندان (۲) ،سازمان اتحاد فداییان خلق ایران ،

در۵۰ صفحه ،پاییز۱۳۷۷)

۱۱۸- برادررحيم(بازجوی اوين) بود.

۱۱۹- آخوندرحمانی رييس عقيدتی – سياسی نيروهای انتظامی بود.

۱۲۰- حاجی رضا( رئيس پاسداران اوين) بود.

۱۲۱- سيد مجيد( عهده دارمصاحبه درحسينيه اوين) بود.

۱۲۲- سعيده(مسئول بند ۲۰۹ زنان گوهردشت) بود.

۱۲۳- نگهبان لکاته ای به نام بختياری زن نگهبان و شکنجه گربخش زنان گوهردشت ازهیچ جنایتی علیه زندانیان مضایقه نمی کرد

۱۲۴- اصغرپوررئيس زندان قزل حصارسال ۱۳۷۲ بود.

۱۲۵- حمید شریفی رئيس موسسه تنظیم ونشرآثارخمینی از عوامل وابسته به سعید مرتضوی است

۱۲۶- یوسف کلاهدوزازپایه گذاران سپاه پاسداران بود.

۱۲۷- معلمی رابط سپاه با زندان عادل آباد شيرازويکی ازدرنده خوترين اعضاء دادستانی شيراز۱۲۸

۱۲۸- سید مرتضی نبوی مدیر روزنامه رسالت ازعوامل اطلاعاتی مرتبط به سعید مرتضوی ،پشتوانه مالی حزب الله را به همراه باهنر وبادامچیان وعسکراولادی تامین می کردند

۱۲۹- روح الله حسينيان (خسرو خوبان) ازسوی دوستان قديمش درحوزه(روحی)خطاب می شد، عضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت وازهمپالگی های حسین شریعتمداری درکیهان بوده است .

۱۳۰- مهندس صدرالاسلام معاون اطلاعات نيروی انتظامی را بعهده داشت.

۱۳۱- مهندس کلانتری مديرکل اداره اطلاعات نيروی انتظامی بود.

۱۳۲– شورجه فرمانده جوخه های اعدام و دستيارخلخالی که بيش از۵۰۰ را اعدام کرد.

۱۳۳- ــ موحدی کرمانی رابط رهيری با سپاه پاسداران۰ مسئول ايدئولوژيک سپاه پاسداران را داشت.

۱۳۴- قاسم شکنجه گر وبازجوهای معروف شعبه ۶ مخصوص گروههاوسازمانهای موسوم به” کمونيست های محارب“ بود ، چندين نفررا درحين بازجويی به قتل رسانده است

۱۳۵- رشيد جلالی جعفری ، معاون امنيتی وانتظامی وزيرکشورمعاون وزيراطلاعات بود.

۱۳۶- هاشم علوی معاون امنيت وزارت اطلاعات بود.

۱۳۷- برادرمصطفی،نگهبان زندان اوین که تکیه کلامش ” ایجاب مزاحمت نکنید” بود ودرمیان بچه ها به ” برادر ایجاب” معروف بود

۱۳۸- مقدم معاون فرهنگی نيروی انتظامی بود.

۱۳۹- جدی مديرکل سياسی وزارت اطلاعات بود.

۱۴۰- سرتيب پاسداربحرينی معاون اداره اطلاعات بود.

۱۴۱- قاضی مظاهری رييس دادگاه اصفهان بود.

۱۴۲- مرتضی شاه مرادی بازجوبعدابه سمت بازپرسی رسيد

۱۴۳- پاسداربوذری معروف به سرگرد سعدحداد که هميشه مانند کماندوهالباس می پوشيد

پاسدارجانثاری مسئول بندزنان و پاسداری رزل دراصفهان بود.

۱۴۵- کاظمی مامورجوخه اعدام اصفهان بود.

۱۴۶- پاسداردايی جليل ،محافظ ویژه اسدالله لاجوردی، بعدها مسئول اعدام زندانيان سياسی زندان اوين گرديد

۱۴۶- پاسدارصادقی شکنجه گر زندان دستگرد بود.

۱۴۷- پاسدارعباسی شکنجه گر زندان دستگرد بود.

۱۴۸- پاسدارفلاحی شکنجه گرزندان دستگرد بود.

۱۴۹- پاسدارابوذرشکنجه گر زندان دستگرد بود.

۱۵۰- پاسدارفرزانه معروف به گشتاپو بود.

۱۵۱- پاسدارزهرا معروف به چماقدار بود.

۱۵۲- پاسدارصفا معروف به جغدشوم بود.

۱۵۳- پاسدارنجمه معروف به جلاد مسئول بازداشتگاه سيد علی خان واقع در کمال اسماعیل اصفهان بود .

۱۵۴- ناصراحمدی مسئول شعبه ۵ درآن زمان شعبه حزب توده وسازمان اکثريت بود.

۱۵۵- رضا فروزان صاحب سونای زعفرانیه وازعوامل باند سعید امامی بود.

۱۵۶- حاج آقا سعید پاسدارنگهبان اوین بود.

۱۵۷ــ دزفولی دادیار زندان قزلحصار بود.

۱۵۸ـ ایران فر، شکنجه گرومسئول امورفرهنگی ومعاون دایره ی اجرایی احکام درزندان گوهردشت ره بعهده داشت .

۱۵۹ـــ بصیرت مسئول کلاسهای آموزشی اوین بود.

۱۶۰ ــ مجید انصاری درسال ۶۳ به عنوان نماينده ی شورای عالی قضايی به زندان هاراه يافت ودرسال ۶۴ به رياست سازمان زندان هابرگزيده شد

۱۶۱ ــ یوسفی نگهبان زندان اوین بود.

۱۶۲- موسوی مسئول آموزش ایدیولوژیگ زندانهای دادستانی دراوین ،قزلحصار،گوهردشت که ازجهاد سازندکی زنجان به درخواست خودش به بخش آموزش زندان اوین منتقل شد ، صاحب کتابی با عنوان: ” ۲۰۰

تناقض ازمارکسیسم” بود.

۱۶۳ــ سید مجید پورسیف درسمت منشی” قاضی حداد” درشعبه۲۶دادگاه انقلاب اسلامی تهران. نامبرده اکنون به شعبه اجرایی احکام مجتمع قضایی ” میرداماد” منتقل گردید

۱۶۴ــ رحیم پورازغدی ازشکنجه گران وبازجویان مخوف دهه۱۳۶۰،اکنون عضو” شورای عالی انقلاب فرهنکی” است

۱۶۵- اکبرشرفی ازعوامل حسین الله کرم وازاعضاء نوپو، نیروی ویژه سپاه پاسداران بود.

۱۶۶ – پورمحمدی نماينده وزارت اطلاعات دراوين بود.

۱۶۷- حاج سعيد مرتضوی داديارزندان اوين بود.

۱۶۸- پاسدارگوهری ۱۶۹- فريده استکی قاچاقچی بين المللی زندانبان بود.

۱۷۰- پاسدارامينی درآسايشگاه اوين بود.

۱۷۱- عباسی معاون داديار ناصری بود.

۱۷۲- رحيمی مسئول بند زنان بود.

۱۷۳- عباس شمس ازقصابان قزل حصارکرج درسالهای ۱۳۶۱ بود” عباس شمسی ، مصطفی ومرتضی پاسدارانی بودند که چهل زن وکودک را دردهکده ای درکردستان درجریان جنگ نابرابرارتش و سپاه با حزب

دمکرات وکومله به گروگان گرفته بودند . به دستورعباس ، همه چهل نفررا به رگبار بسته بودن. …” (کابوس بلندتيزدندان ويراستار: بهروزشيدا ، ص۱۵۰و ۱۵۱ ناشرباران استکهلم سال ۱۳۸۲)

۱۷۴- فروتن رئيس زندان بود.

۱۷۵- پاسدارمحمدی ….

۱۷۶- پاسدارجباری …..

۱۷۷- پاسدارصادقی پای ثابت شکنجه در زندان اوين بود.

۱۷۸- طيبه شکنجه گرورابط با حاجی درقزل حصاربود.

۱۷۹- فرزانه نيزدستيارحاجی درقزل حصار بود.

۱۸۰ – قاسم يکی ازبازجويان معروف شعبه۶ مخصوص گروههاوسازمانهای موسوم به” کمونيست های محارب“ بود .

۱۸۱- مجتبی حلوائی معاون رئيس زندان و بازجوومسئول اعدام ها دراوين بود.

روح الله بازجوی شعبه ۶ اوين باافتخاربرای ترساندن زندانی مي گفت : “ما دراين رژيم مارخورده ايم وافعی شده ايم“( گفتگو های زندان شماره۳،ص۳۴)

۱۸۳ــ حسين مويدعابدی بازجوورئيس زندان انزلی بود.

۱۸۴ــ بلندکيش ازعوامل کشتاروسرکوب قيام دوروزه صيادان درروزهای ۲۳ و۲۴مهر ۱۳۵۸درشهرانزلی بود، نامبرده (بلند کيش) درسال ۱۳۶۲ به فرماندهی سپاه منطقه سه گيلان ومازندران ارتقاء مقام يافت!

۱۸۵- کوشا دادستان زندان انزلی وغرب گیلان بود.

۱۸۶- قتيل زاد حاکم شرع انزلی بعدها رئيس کل دادگستری گيلان شد.

۱۸۷ــ پاسداراحمددنيامالی ، اکنون معاون وزيرراه ومسئول کل اداره بنادروکشتيرانی است.

۱۸۸ــ صادقی پاسداروبازجوی زندان انزلی بود.

۱۸۹ ــ خوشه چين سرنگهبان زندان بود.

۱۹۰ــ جوادميری اززندانبانان ونگهبانانی بود که خوی آزارزندانيان درتمام وجوداوسرشته بود .

۱۹۱ــ يوسفی بازجوی زندان انزلی بود.

۱۹۲ ــ علی يکتا دوست بازجوويکی ازمسئولين زندان انزلی بود.

۱۹۳ ــ احسانی وحشی ترين شکنجه گرزندان چالوس وبرای همه زندانيان چهره ی منفوربود.

۱۹۴ ــ جعفرپوررزازمسئولین تيم عملياتی برای دستگيری فعالين سياسی ،بعدا مسئول زندان شده بودوتلاش می کردبابرخوردهای فاشيستی ، کاريکاتوری ازحاج داوودتبديل شود

۱۹۵ــ داوودی نگهبان وپاسدارزندان انزلیبود.

۱۹۶ــ عزيزرامش مسئول بندقزل حصار بود.

۹۷ ــ رضا نگهبان زندان چالوس بود.

۱۹۸ ــ ميرزايی ازنگهبانان لنگرودورودسرويکی اززندانبانان وشکنجه گران زندان رشت بود.

۱۹۹ ــ موسوی مسئول بخش تواب سازی و ايدئولوژيک بندانفرادی بود.

۲۰۰ــ رمضان کشاورزيکی ازنگهبان ها، تنهااستعدادش آزارزندانيان بود.

۲۰۱ ــ ابراهيم فلاحيان ازنزديکان فلاحيان دروزارت اطلاعات ودربخش اقتصادی کار مي کردند .

۲۰۲ ــ اسماعيلی ازنگهبان های صومعه سرا، جثه ی کوچکی داشت وازهمه نگهبان ها بدجنس تربود

۲۰۳ ــ احمدی رئيس جديدزندان بود۰ وی داديارسابق دادگاه ارتش رشت بودبعدهابه دليل دزدی وفروش جيره موادبهداشتی زندان دستگيروبرکنارشد ۲۰۴ــ دمياررئيس زندان لاهيجان بعدا به رياست سازمان زندان های

گيلان منصوب شد، وی همواره ادای صوفيان را درمی آورد

۲۰۵ــ مصباح که پيشترکارمندآگاهی بودبه عنوان معاون زندان معرفی شدند

۲۰۶ــ زارع به عنوان يکی ازمسئولين سپاه فومن و صومعه سرا، نقش بسزايی درسرکوب وکشتارنيروهای انقلابی درسالهای ۶۰و۱۳۶۱ ايفاءکرده است ۰ نامبرده معاون انتظامی سازمان زندان های استان گيلان هم بود

زارع “ازتابستان سال ۶۰ به صورت مستقيم بازندانيان فومن وصومعه سرا درگيربودودراعدام زندانيان وشليک تيرخلاص به شقيقه ی آن ها مهره ای انگشت نمابود“ (احمد موسوی ، شب بخير رفيق ، صفحات ۲۶۴

و۲۶۵،چاپ اول ، نشر باران سوئد )

۲۰۷ ــ مسرورمعاون دادستانی وازبازجويان شهرستان انزلی بود

۲۰۸ ــ محمد سياه پست ترين زندانبان بازداشتگاه رشت بودوبه اشکال مختلف زندانيان راآزارمی داد ، سيه چرده و ژوليده بود۰ يک چشمش هم کمی چپ بود

۲۰۹- علی سرنگهبان بندبود، بعدها معاون رئيس زندان رشت شد .

۲۱۰ – کلاهدوز

۲۱۱– صالح سربازجوی بند۲۰۹ دربرخوردش با زندانیان خوف انگیزبود.

۲۱۲- صبحی(مرتضی صالحی) ازمهرماه سال۶۱ رئيس زندان گوهردشت بود.

۲۱۳- علی ربيعی (عباد) مشاوررئيس جمهوری خاتمی درامورامنيت ملی ومعاون دبيرشورايعالی امنيت، مديرمسئول روزنامه کاروگارگر بود.

محسن رفيق دوست عضو مرکزيت موتلفه ، رياست بنياد مستضعفان وجانبازان را بعهده داشت.

۲۱۵- اسدالله بادامچيان ازهيات اصفهانی ها واز پايه گذاران موتلفه اسلامی بوده است .

۲۱۶ – محسن سازگارا ، هيات موسس وعضويت درشورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی( ماجرای اطلاعیه۱۰ماده ای دادستانی یکی ازطرح های بهزاد نبوی ودستیارش محسن سازگارا دربهمن۱۳۵۹برای

پایه ریزی سرکوب گسترده نیروهای مترقی وانقلابی بود …” (ايرج مصداقی ، نه زيستن نه مرگ ، جلد اول ،ص۲۸ ناشر: آلفابت ماکزيما چاپ اول ۱۳۸۳سوئد

۲۱۷- شفيعی مديرکل دانشجويی وزارت اطلاعات، معاون حفاظت و معاونت مردمی بود.

۲۱۸- کميل کاوه طلبه جوان ، رهبرانصارحزب الله دراصفهان بود.

۲۱۹- عبدالحميدمحتشم مديرمسئول ارگان انصارالله بود.

۲۲۰- مهدی نصيری حرب الله ازمجله زن روز به اتاق مديريت روزنامه کيهان پا گذاشت.

۲۲۱- مصطفی تاج زاده ازبنيانگذاران کميته های انقلاب اسلامی بود.

۲۲۲- محسن آرمين ازبنيانگذاران کميته های انقلاب اسلامی تا سخنگويی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی

۲۲۳- عليرضا علوی تبارازعضويت درسپاه پاسداران تاسایرمقامات در دوره های مختلف کارکرد داشت.

۲۲۴- سعيد حجاريان يا (جهانگيرصالح پور( ازمهندسین اطلاعاتی واصلاحات ومشاوررئيس جمهورمحمد خاتمی بود.

۲۲۵- امين زاده معاون وزيرامورخارجه بود.

۲۲۶- بهرامی نهاوندی ياهمدانی ازقضات سازمان مسلح قضايی بود.

۲۲۷ – خزاعی رئيس دفتر وزيراطلاعات وازمعاونان فلاحيان ، قبلا مسئول اطلاعات شهر قم بود

۲۲۸- آزاد معاون امنيتی وزارت اطلاعات بود.

۲۲۹ – عباد معاون پارلمانی وزارت اطلاعات که پيش ازآن مديرکل اطلاعات آذربايجان غربی بود

۲۳۰- تهرانی معاون پارلمانی وزيراطلاعات بود.

۲۳۱- حميدسرمدی، معاونت امنيت وزارت اطلاعات، وی پيشتردربخش مربوط به امورپاکستان وافغانستان کارمی کردوالان سفيرايران درتاجيکستان است

۲۳۲- تاجيک معاونت آموزشی وزارت اطلاعات بود.

۲۳۳- آقای خليل ازسيستان وبلوچستان به معاونت ضدجاسوسی گماشته شد .

۲۳۴- عباس سليمی نمين مديرمسئول سابق کيهان هوايی ومدیرروزنامه تهران تایمزازدوستان نزدیک فلاحیان ، سعید امامی وازاعضاء شبکه خبررسانی ومحفل رسانه ای وزارت اطلاعات دردوران فلاحیان بود.هم اکنون

د رخدمت دفترویژه تحقیقات اطلاعات سپاه پاسداران است که ریاست آنرا حسین شریعتمداری مدیرفعلی کیهان به عهده دارد.

۲۳۵ – حجت السلام پروازی او می گويد : “هرکه خائن شود اورا می زنيم ” ( محمد قوچانی ، پدرخوانده و چپ های جوان ، نشرنی ، چاپ دوم سال ۷۹ ، ص ۷۱)

۲۳۶ – سيد مصطفی کاظمی (موسوی) شيرازی اززمان شکل گيری اطلاعات سپاه درآن بود۰ بعدمديراداره کل اطلاعات دراستان فارس شد، بعدا درزمان وزارت قربانعلی دُری نجف آبادی درجايگاه جانشين معاون امنيت

منصوب شدند

۲۳۷- مصطفی پورمحمدی دادستان انقلاب اسلامی خوزستان ، بندرعباس ، کرمانشاه ومشهدازسالهای ۵۸ تا ۶۵ ، رئيس اطلاعات خارجی ازسال ۶۵ تا ۷۸،مشاوررياست دفترومديرگروه سياسی واجتماعی مقام رهبری

ازسال ۸۱ تاکنون ، استاد دانشگاه امام صادق ازسال ۷۹ تا به اکنون ، معاون وجانشين وزيراطلاعات ازسال ۶۶ تا ۷۸ ، نماينده ری شهری وزير وقت اطلاعات و يکی از مجريان قتل عام زندانيان سياسی درسال ۶۷

بود، پور محمدی معاونت بخش خارجی وزارت اطلاعات را دردوران علی فلاحيان وقربانعلی دُری نجف آبادی در اوايل دهه ۷۰ را به عهده داشت و در دوران دری نجف آبادی نيز همچنان مرد دوم وزارت اطلاعات

بود سپس به عنوان يکی ازمسئولان دفتر ويژه اطلاعات وامنيت خامنه ای منصوب شد.

۲۳۸- ميرعباد مسئوليت دادگاههای انقلاب درشهرگرگان رابعهده داشت وبه تندی وسختگيری شهرت داشت.

۲۳۹- مرتضی حقانی کارگزارسعيدامامی درقتل های زنجيره ای بود.

۲۴۰ – نظرعلی کريمی ازمسئولان اطلاعات شهرستان گرگان بود.

۲۴۱- مظفرحسينی چهره مرموز پرونده جنايات گرگان در زمان فلاحيان وسعيد امامی بود.

۲۴۲ – رضاايئجی درقتل فرزين مقصودلووشبنم حسين درگرگان دست داشتند .

۲۴۳ – موحد فرمانده سابق سپاه درمشهد بود.

۲۴۴- جوادآزاده از معاونان دری نجف آبادی و مهره بدنام دروزارت اطلاعات بود

۲۴۵- مهردادعليخانی ازنزديکان سعيد امامی بود.

۲۴۶- احمدشيخا(احمدنياکان) ازسربازجويان وزارت اطلاعات بود.

۲۴۷- علی محمدی رئيس کميته تبليغات و اطلاع رسانی شورای عالی امنيت ملی بود.

۲۴۸- سرفرازمعاون علی لاريجانی مديرعامل صدا وسيما و کارگردان فيم بازجويی ها بود.

۲۴۹- مرتضی قبه معروف به رضا اصفهانی رئيس دقترسعيد امامی بود.

۲۵۰- محی الدين انواری از پايه گذاران موتلفه اسلامی وظيفه تائيد مشروعيت اقدامات ضد رژيم جمعيت موتلفه را بعهده داشت.

۲۵۱- حجت الاسلام عاملی ( عامری ) ازمسئولان سازمان قضايی نيروهای مسلح بود .

۲۵۲- قوام ازبازجويان وزارت اطلاعات بود.

۲۵۳- قاسمعلی نصيری پورمعروف به قاسم مرشدی بود.

۲۵۴- محمد رضا سليمی معروف به محمد صداقت بود.

۲۵۵- مهدی پرورده موسوم به مجيدی بود.

۲۵۶- کريم اسد زاده معروف به امين بود.

۲۵۷- خسروقنبری معروف به تهرانی بود.

۲۵۸- احمد وحيدی ازياران حلقه امنيتی فلاحيان بودند

۲۵۹- غيوری ازباندهای مالی فلاحيان بود.

۲۶۰- حسين صفاری دراطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات کارمی کردودردرگيريهای خارج ازکشورشرکت داشت.

۲۶۱- حسن محمدی مدير کل وزارت اطلاعات درزمان فلاحيان بود.

۲۶۲- حسين موسويان سفيروقت ايران درآلمان درشبکه ترورخارج ازکشوردست داشته است.

۲۶۳- محمدحسن قاتل تيم تروردکتررضا مظلومان ، به ايران برمی گرددمدتی به وزارت اطلاعات رشت فرستاده می شود، چندی بعدبه عنوان فردی ناراضی پناهنده می شود.

۲۶۴- حاج حسين معصومی شوهرخواهرفلاحيان دريکی از ماموريت های خارجی زخم برداشته ولی به ايران برمی گرددوازعوامل مالی وزارت اطلاعات بوده است.

۲۶۵- حاج حسين فلاحيان برادرشيخ علی فلاحيان، مدتی در وزارت اطلاعات مسئول دفتر فلاحيان بوددر بازرسی نيروی انتظامی درکميته انقلاب نيزنقش داشت.

۲۶۶ــ خسروبراتی در تمام قتل های زنجيره ای حضورداشت۰ راننده اتوبوس قتل ۲۱تن ازنويسنده گان به طرف ارمنستان بود.

۲۶۷ ــ خسرو تهرانی معاونت اطلاعات وتحقيقات نخست وزيری و ری شهری بود.

۲۶۸ ــ محمدعراقی سرپرستی گروههای متعلق به نهضتهای اسلامی خارج ازکشورومسئول فعاليتهای تروريستی درسازمان تبليغات اسلامی بعهده داشت.

۲۶۹ ــ مهدی خزعلی فرزند آشیخ ابوالقاسم خزعلی مدیرموسسه انتشاراتی حیان درزدوبند با شبکه ترورومافیا ۲۷۰- اسعدالهی رئيس زندان آمل بود.

۲۷۱ ــ هاشم علوی معاون امنیت وزارت اطلاعات بود.

۲۷۲- سرتیپ پاسدار بحرینی معاون اداره اطلاعات بود.

۲۷۳- مهندس صدرالسلام معاون اطلاعات نیروهای انتظامی بود.

۲۷۴ – مهندس کلانتری مدیر کل اداره اطلاعات نیروی انتظامی بود.

۲۷۵- حجت الاسلام رحمانی رئيس عقیدتی وسیاسی نیروهای انتظامی بود.

۲۷۶ سيدمحمود محتشمی ازرهبری حزب الله لبنان ، وزيرکشور، نماينده مجلس هم شد.

۲۲۷ – کاظم جلالی مخبر کمسيون امنيت ملی و سياست خارجی بود.

۲۷۸ــ علی حسین پناه مسئولتهیه بولتن ها ی محرمانه سپاه وازعوامل امنیتی است.

۲۷۹ ــ حسین زاده مسئول داخلی اوین بود.

۲۸۰ ــ پاسدارمحمد صادقی ازگوهردشت بود.

۲۸۱ ـــ اسماعيل شوشتری نماينده مجلس درسال ۶۴ به رياست سازمان زندان ها برگزيده شد۰ بعدا درزمان رفسنجانی به وزارت دادگستری رسيد.

۲۸۲ ــ رضاروزان با نام مستعارموسوی اززندان فومن به انزلی منتقل شدوجای حسين عابدی و يوسفی راگرفته بود۰ رضاروزان سربازجووخودرابالاترين مسئول زندان درانزلی می دانست وازهمان آغازسياست های

فاشيستی خودرانشان داد.

۲۸۳ ــ محمدخاموشی مسئول واحد يک قزل حصار بود.

۲۸۴ ــ انصاری معاون ميثم، رياست واحد يک قزلحصاررا بعهده داشت.

۲۸۵ ــ حسين زاده شوهرخواهر محمد کچويی که درزندان شاه به “آقای بيگناه “ معروف بود، مديريت داخلی اوين را بعهده داشت.

۲۸۶ــ مرتضی صالحی با نام مستعارصبحی رياست گوهردشت را درسالهای ۶۱و۶۳ بعهده داشت و ميرمحمدی هم معاون ايشان بود.

۲۸۷ ــ بازجوحاج آقا صفايی “ صفايی يک وحشی تمام عياربود که ازصافی عبورکرده بود“ ( کتايون آذرلی ، مصلوب ، ص ۱۰۸)

۲۸۸ــ حاج آقا کرباسی بازجوی زندان مشهد

۲۸۹ ــ اسماعيل افتخاری معروف به “ اسی تيغ کش “ مسئول گروه ضربت کميته ی منطقه ۱۲، اسماعيل قبل ازانقلاب وسقوط شاه يکی ازباج گيرهای منطقه جمشيد تهران بود۰اسماعيل بد دليل کارهای خلاف درسال

۷۷ دستگيرشدوبه زندان افتاد. “اسماعيل درخلال دادگاهش مدعی شد که ۶ هزارنفررا دستگيروروانه زندان ها کرده است ( ايرج مصداقی خاطرات زندان ، نه زيستن ونه مرگ جلد اول ، ص ۱۷ )

۳۰۰ ــ اکبرخوش کوش قبل ازانقلاب درمحله نازی آباد تهران مورد سوء استفاده های جنسی زيادی قرارگرفته بود و به همين دليل به “ اکبرخوش گوشت“ معروف بود۰ اکبردرسيستم سرکوب رژيم به پاس خدماتی که

کرده بود ،ارتقاء يافت و به سمت مشاورعملياتی وزيراطلاعات دردوران فلاحيان و بعد ازآن رسيد(ایرج مصداقی ، ماخذ پیشین، صفحه۱۷)

۳۰۱ ــ صالح سربازجوی بند ۲۰۹ زندان اوين بود.

۳۰۲ ــ طباطبايی بازجوی زندان اوين بود.

۳۰۳ ــ بصيرت مسئول کلاسهای آموزشی زندان اوين بود.

۳۰۴ ــ پاسدارايمانی …..

۳۰۵ ــ پاسدارزن ساداتی ….

۳۰۶ــ مرتضی بختياری رئيس سازمان زندان ها و اقدامات تامينی وتربيتی ايران بود.

۳۰۷ ــ خانم اکبری مسئول بخش انفرادی زنان بود که بعد ها مسئول تمام بخشهای زنان شد ۰ “خشک وبداخم، نگاهش کينه توزوزهرآگين بود“ (حقيقت ساده جلد ۳ ، ص ۱۸۱ )

۳۰۸ــ عرب داديارناظرزندان قزل حصار بود.

۳۰۹ ــ حاج محمودافسرنگهبان زندان قزل حصار بود.

۳۱۰ ــ عباس فتوت يکی ازسرشيفت های پاسداران زندان اوين بود.

۳۱۱ ــ مجيد تبريزی مديرداخلی زندان گوهردشت بود.

۳۱۲ ــ حسن آيت عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ونماينده اولين دوره مجلس اسلامی وسازمانده اغلب تحرکات درسالهای اول انقلاب بود.

۳۱۳ ــ عباس عبدی يکی ازاشغال کننده گان سفارت آمريکادرتهران ، همکاردردادستان انقلاب اسلامی ، ازدست اندرکاران مرکزمطالعات استراتژيک بوده است.

۳۱۴ــ جمال کريمی راد، دادياردادسرای عمومی وانقلاب به مدت ۲۵ سال، دادستان عمومی کردستان ، رئيس دادگاه حقوقی يک زنجان ورئيس دادگاه انقلاب ودادگاه اصل ۴۹ دراستان قزوين ، مدير کل تعزيرات حکومتی

استان قزوين ، سخنگوی قوه قضاييه ازسال ۱۳۸۲ تاکنون بوده است .

۳۱۵ ــ آزادمعاون پارلمانی وزيراطلاعات بود.

۳۱۶ ــ منوچهرمتکی دردهه ۱۳۶۰سفيرجمهوری اسلامی درترکيه ، طراح درسازماندهی عمليات تروريستی درخارج از کشور۰ ايشان تعيلم تروريستهای خارجی برعهده داشته است.

۳۱۷ ــ سيما مسئول بندزنان سپاه پاسداران بود.

۳۱۸ ــ رحيمی پاسدارزن مسئول بندزنان ۲۱۶اوين بود.

۳۱۹ ــ مصطفی محمد نجار، عضويت درسپاه، حضوردرکردستان ودرگيری منطقه نقده، مسئول تعاون کل سپاه، مسئول منطقه خاورميانه درسپاه ، حضوردروزارت سپاه درسال ۱۳۶۴ ، قايم مقام گروه جنگ

افروزوزارت سپاه بود.

۳۲۰ــ قدوسی پاسدارمسئول گرفتن مصاحبه اززندانيان زندان اوين بود.

۳۲۱ ــ نصرت خوفناک را ميثم به عنوان مسئول بندقزلحصارقرارداده بودندونصرت “استوارارتش بودکه دوستش زن خودرا به اومی سپاردوبه مسافرت می رود۰ اوبه زن دوستش تجاوزکرده وپستان هايش رابريده وبه

قتل رسانده بود“ (گفتگوهای زندان شماره ۲، ويژه سرکوب، اختناق وزندان های تهران ، ص ۶۳)

۳۲۲ ــ ريش قرمزازپاسداران لنگرودورودسروازنگهبانان وشکنجه گران زندان رشت بود “ وحشی گری اش سبب شده بود ، پس ازمدت کمی جايگاه خاصی نزد عبدالهی ـــ رئيس زندان رشت ــ پيداکرد (احمدموسوی ،

شب بخيررفيق ، ص ۲۲۶ چاپ اول ، نشرباران سوئد)

۳۲۳ ـــ محمدحسين صفارهرندی ، جانشين فرماندهی سپاه منطقه ۶ کشوری درسالهای ۵۹ تا۶۴ ، جانشين وسپس مسئول دفترسياسی سپاه ، معاون مديرمسئول وسردبيرروزنامه کيهان، عضوشورای تعيين خط مشی

خبرگزاری جمهوری اسلامی بود.

۳۲۴ ــ مصباح بعدازاعدام های تابستان ۶۷ درزندان رشت به عنوان معاون زندان معرفی شد۰اوکارمنداداره آگاهی بود.

۳۲۵ ــ آيت الله توسلی رئيس دفترخمينی وعضومجمع تشخيص مصلحت نظام وکارگزار خمينی درسالهای حيات ايشان بود.

۳۲۶ ـــ سرتيب پاسداررمضانی چندی رئيس گذرنامه شد.

۳۲۷ ــ نصيرپورخبرگزاری جمهوری اسلامی رابعدازخرازی اداره می کرد.

۳۲۸ــ فاضل لنکرانی ازهئيت مشاوران مذهبی که احکام قتل هاراتهيه می کنند.

۳۲۹ـــ منيرالدين شيرازی ( روحانی) نماينده رهبردرنيروهای ويژه ترورونيزازسری مشاوران مذهبی که احکام قتل هاراتهيه وبه ذوالقدرابلاغ می کنند.

۳۳۰ ــ محمدتقی ذوالقدرازفرماندهان ضد شورش وواحدهای ترورخيابانی بوده است .

۳۳۱ ـــ رحيم صفوی ازفرماندهان سپاه پاسداران وعضوسازمان تروروسرکوب بوده است .

۳۳۲ ـــ فرهادنظری ازفرمانده هان ضدشورش وواحدهای ترور(که درحادثه کوی دانشگاه دست داشت) وازفرماندهان نيروی زمينی بود.

۳۳۳ ــــ عبدالهی بانام مستعارمحتشم فرمانده ثارالله بود.

۳۳۴ ـــ علي اکبری ازمسئولان بلندپايه وزارت اطلاعات وعضوسازمان تروروسرکوب بود.

۳۳۵ ـــ کوسه چی فرمانده بسيج بوده است .

۳۳۶ ـــ پورقنادمعاون پورمحمدی دربخش اطاعات خارجی وزارت اطلاعات وازمسئولان بلندپايه اين وزارتخانه و وعضوسازمان تروو بوده است .

۳۳۷ ـــ سليم آبادی فرمانده ثارالله بود.

۳۳۸ ـــ حيدرزاده فرمانده ثارالله بود.

۳۳۹ ــــ محمدايمانی مقاله نويس کيهان و ازياران حسينيان وحسين شريعتمداری ودرشاخه سرکوب اند.

۳۴۰ ــــ کوهکی مديرنشريه صبح و ازاصحاب سرکوب و امدادهای غيبی بوده است !

۳۴۱ ــــ مسيح مهاجری سرپرست ومديرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی ، نماينده ولی فقيه وعضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت بود.

۳۴۲ ــــ اشک تلخ ازسری فرماندهی انصار حزب الله بود.

۳۴۳ ـــ بابائيان ازفرماندهان انصارحزب الله بود.

۳۴۴ ــــ ذوالنورازفرماندهان انصارحزب الله بود.

۳۳۵ ـــ نکودهی از فعالين ستادامربه معروف ونهی ازمنکربود.

۳۳۶ ــــ ابراهيم رازينی ازفعالين ستادامربه معروف ونهی ازمنکر بود.

۳۳۷ ــــ فردوسی پورازفعالين سازمان قضايی نيروهای مسلح بود.

۳۳۸ ــــ احمدوحيدی رئيس اطلاعات سپاه پاسداران بود.

۳۳۹ ــــ زرگررئيس ستاد امربه معروف ونهی ازمنکرب.د.

۳۴۰ ـــ نمازی رابط خامنه ای بالشکرهای۱۰تا۲۷سپاه پاسداران بوده است.

۳۴۱ ـــ حسين نجات فرمانده ثارالله بود.

۳۴۲ ـــ احمدی عامل جنايت کوی دانشگاه بوده است .

۳۴۳ ــــ حسن پورصالحی ازعوامل حزب الله مسجدشهدا

۳۴۴ ــــ علی فضلی فرمانده بسيج بود.

۳۴۵ ـــ علی کوثری فرمانده بسيج بود.

۳۴۶ ـــ اکبرنوجوان ازحزب الله مسجد شهدای بوده است

۳۴۷ ـــ معزی مسئول فرهنگی بيت رهبری ورابط خامنه ای باشاخه تبليغات سازمان ترورونماينده خامنه ای دروين بود.

۳۴۸ ـــ محمودژوليده ازعوامل فرماندهی سپاه ذوالقدر بود.

۳۴۹ ـــ شريعتی فرمانده لشکر۳۱عاشورا بود.

۳۵۰ ـــ نواب دامادمصباح يزدی از اعضاء هيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت ورئيس سازمان تبليغات اسلامی ودرخدمت سازمان تروراست.

۳۵۱ ـــ ملکه يزدی دختر محمديزدی مسئول زنان قوه قضاييه بوده است .

۳۵۲ ـــ احمدکاظم زاده مديراجرايی نشريه شلمچه یود.

۳۵۳ ـــ اعلاء توراتی ازسرکرده گان شاخه سرکوبهای خيابانی است.

۳۵۴ ـــ احمدناطق نوری برادرعلی اکبرناطق نوری با محافل امنيتی درارتباط است.

۳۵۵ ـــ شهيدی مسئول امنيت استان اصفهان بود.

۳۵۶ ـــ حسين لاجوردی فرزند اسدالله لاجوردی که درجنايات چندی ازجمله در تهاجم به خانه فروهرها نقش داشته است.

۳۵۷ـــ فريدون چوپان نام مستعارمجيدبابايی معاون رئيس اداره التقاک وزارت اطلاعات بوده است .

۳۵۸ ـــ مصباح يزدی از مهمترين اعضاء شاخه فتوای سازمان ترور، سرپرست مجله پرتوولايت وازرابطين گروهای انصاروحزب الله بود.

۳۵۹ ـــ حجت الاسلام اصغرحجازی مسئوليت اداره بيت رهبری(خامنه ای) ورابط سازمان ترور با وزارت اطلاعات است. وی ابتداء قاضی شرع درخوزستان بود.

۳۶۰ ـــ محمدعلی رامنی سرپرست مجله رامين ودرشاخه سرکوب خيابانی نيزفعال است.

۳۶۱ ـــ حميداکبری مديربنيادهمگرايی انديشه ۰ دفترپوششی علی اکبرفلاحيان که درجوار آن به کارهای خلاف قانون واخلاق صورت می گيرد.

۳۶۲ ــــ امام جمعه شيمرانات عضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت ۰اعلام می دارد : ” برای حفظ انقلاب گاهی اوقات مجبورمی شويم، دوستانی را هلاک کنيم وازروی جسدشان بگذريم“ ( دکتر نصرالله نجات بخش ،

شبکه های ترورجمهوری اسلامی ايران ، ص ۸۲ ، ناشرانقلاب اسلامی آلمان سال۱۳۸۱)

۳۶۳ ــ خطيب مسئول وزارت اطلاعات قم که مامورقتلهای سياسی بوده است.

۳۶۴ ـــ غلامعلی رشيددرقتل های خارج ازکشورفعال بوده است.

۳۶۵ ــــ محسن روحانی سرپرست مجله ۱۵ خرداد، همکارروح الله حسينيان درمرکزاسناد اسلامی

۳۶۶ ـــ ابراهيم رازينی برادرعلی رازينی ، جلاددادگاه ويژه روحانيت وازاعضاء ستاد امربه معروف و نهی ازمنکر، يکی ازشاخه های سازمان تروروسرکوب نظام اسلامی ايران بود.

۳۶۷ ـــ محسن صفوی برادررحيم صفوی فرمانده فعلی نيروهای مسلح رژيم وازعوامل امنيتی رژيم

۳۶۸ ــــ محمدعلی مقدمی ازنماينده گان وازواحد اطلاعات يگان تدارکات حفاظت مجلس و سپاه پاسداران است.

۳۶۹ ــ مدرس زاده ازمديران وزارت اطلاعات است.

۳۷۰ ـــ علی آقا محمدی نماينده سابق همدان ۰ مسئول تدارکات مجلس درسازمان ترورنقش فعالی داشته وباشگاه تاج ( استقلال فعلی ) دراختياراومی باشد

۳۷۱ ـــ حجت اسلام نظام زاده ازفعالين شاخه ترور بوده است .

۳۷۲ ــــ محمدسياه ، پست ترين زندانبان بازداشتگاه رشت بودوبه اشکال مختلف زندانيان راآزارمی داد.

۳۷۳ – عبدالهی رئيس زندان و عامل مستقیم سرکوب عریان زندانیان رشت بود.

۳۷۴- باقری زندانبان زندان انزلی بوده است .

۳۷۵- هاشمی مسئول بند۴درقزل حصار بود.

۳۷۶- پاسدارپاکوتوله ياپاکوتاه اهل لاهيجان وازنگهبان های دوران قيامت حاج داوودبود۳۷۷-همتی زندانبان ساده که بعدا به درجه سرنگهبان زندان انزلی رسيد.

۳۷۸- کرامتی نگهبان زندان انزلی بود.

۳۷۹ – عاشوری ازنگهبانان انزلی بود.

طاهربهاريه ازعوامل حزب الله وچماقداران شهرانزلی بود.

۳۸۱- حمید طلوعی درپل رومی علاوه برریاست بخش زندانیان سیاسی ، بازجویی ازآنان را نیز بعهده داشت.

۳۸۲ – قاسم کبیری وحمید کریمی ازپرسنل گرداننده ی سلولهای انفرادی قدیم بودند که با راه اندازی آموزشگاه اوین ، دومعاون مجید قدوسی بودند که اداره آموزشکاه را بعهده گرفته بودند.

۳۸۳ – مصطفی شعبانی یکی ازبی رحم ترین نگهبانان بند های اوین بود که به خاطر دارا بودن کلیه صفت های جنایت کارانه، ارتقای مقام یافت وبه سرعت به کاربازجویی و شکنجه درشعبه هفت اوین پرداخت.

۳۸۴ – سرلک پاسداروحشی زندان اوین بود.

۳۸۵- طاهری شکنجه گر بود.

۳۸۶ – اختری رابط راهبری با شاخه تبلیغات وسرکوب خیابانی بود.

۳۸۷ – معزی رابط بیت رهبری با شاخه تبليغات بود.

۳۸۹ – منصورارضی از عوامل حزب الله و مرتبط با بیت رهبری و…..بود.

آخوند دموکرات و روسپی باکره


آخوند دموکرات و روسپی باکره
دوستان گرامی نیک آهنگ کوثر مطلبی نوشته بود با این عنوان که حالم از آخوند بازی به هم می خورد. او درست می گوید. آخوندها چه عمامه الاسلام و چه کراوات الاسلام همه به دنبال تسلیم در برابر الله هستند و می گویند دستورات الله باید پیاده شود. برخی مارک‌ جمهوری هم بر آن می زنند که بیایید پای صندوق رای و بگویید چگونه قوانین الله رامی پسندید تا ختنه گاه یا تا خایه گاه الیته تصمیم نهایی با ماست ماییم که می توانیم کلام الله را تفسیر کنیم و برای شما تصمیم بگیریم. اگر آخوند برای تسلیم در مقابل قوانین و کلام الله تبلیغ نکند دیگر آخوند نیست. وقتی کسی سخن از تسلیم می گوید دیگر دموکراسی بی مفهوم است. اگر در آخوند ها به دنبال فرد دموکرات و آزاد اندیش می گردیم مانند این است که در روسپی خانه به دنبال دختر باکره باشیم. دموکرات ترین آخوند ایران خاتمی است که در تمام سخنرانی هایش از آرمانهای بلند خمینی آدم کش دروغگوی خونخوار سخن می گوید. اگر به دنبال آزادی و دموکراسی هستیم آخوندها را چه عمامه الاسلام و چه کراوات الاسلام با ید در زاباله دان بریزیم.

مقایسه محمد و هیتلر


مقایسه محمد و هیتلر
1-
هیتلز می گفت نژاد ژرمن برترین است و باید بر دنیا حاکم شود محمد می گفتن
دین اسلام کاملترین است و باید بر جهان حکومت کند.
2- هر دو جنایتکار آدم کش بودند و به سایر کشورها تجاوز می کردند
3- هیتلر دین و زبان خود را به هیچ کشوری تحمیل نکرد ولی محمد دین و زبان خود را به همه کشورهای اشغال شده تحمیل کرد
4- محمد بسیار از هیتلر زنباره تر بود و زنان متعدد داشت
5- هیتلر امروز در فرهنگ همه دنیا منفور است ولی متاسفانه محمد در کشورهای حتی اشغال شده و مورد تجاوز قرار گرفته مقدس است
6- هیتلر از خود کتابی به جا نگذاشت که دیگر پیروان او بتوانند از آن کتاب درس بگیرند و بر اساس آن جنایت کنند ولی از محمد قرآن برجا مانده که بر اساس آن جنایات زیادی انجام می شود.
7- هیچ کس برای هیتلر تبلیغ نمی کند ولی محمد سالی میلیارها دلار تبلیغ می شود
8- هیچ کس به زیارت زادگاه هیتلر نمی رود ولی میلیونها نفر هر سال به زیارت زادگاه محمد می روند



عزاداری لهستانی ها برای هیتلر و فرزندانش مضحک و مورد تمسخر همه دنیاست؟!

لهستان کشوری بود که توسط آلمان در جنگ جهانی دوم به دستور اشغال و ویران شد.
حال در نظر بگیرید مردم لهستان برای مرگ هیتلر و فرزندان او عزاداری کنند و هیتلر را انسانی بسیار شایسته و ارزشمند بخوانند و به فرزندان خود آموزش دهند که از دستورات هیتلر در زندگی پیروی کنند و مخالفان او را که از هموطنان شان هستند بکشند.
به راستی مسخره است. همه جهانیان آنها را به دلیل حماقتشان مسخره خواهند کرد
عزاداری ما ایرانیان برای محمد و فرزندانش دقیقا شبیه عزاداری لهستانی ها برای هیتلر و فرزندانش است. زیرا همانگونه که هیتلر لهستان را اشغال کرد سپاه عرب بر اساس آموزه های محمد به ایران حمله کرد شهرها را ویران کرد. مردان را کشت و به زنان و دختران تجاوز کرده آنان را به عنوان کنیز به همراه خود بردند.
بیاییم کمی شعور خود را به کار بیبندازیم و دست از نا آگاهی برداریم

امتحان های مدارس کرج لغو و دانش آموزان موظف به حضور در مراسم استقبال از احمدی نژاد شدند


امتحان های مدارس کرج لغو و دانش آموزان موظف به حضور در مراسم استقبال از احمدی نژاد شدند

با لغو امتحان ها در مدارس کرج دانش آموزان و معلمان مدارس موظف شده اند در استقبال مردمی و خودجوش از رییس دولت دهم شرکت کنند!این تصمیم مورد اعتراض بسیاری از معلمان و دانش آموزان مدارس کرج قرار گرفته است که مسوولان آموزش و پرورش در برابر این اعتراض ها گفته اند معلمان و دانش آموزان در صورت شرکت نکردن در برنامه استقبال، از نظر تحصیلی و اداری دچار مشکل خواهند شد.

امتحانات سه شنبه و چهارشنبه این هفته ی همه مدارس استان البرز طی بخشنامه ای به دلیل سفر احمدی نژاد، رییس دولت دهم به این استان لغو شد .

به گزارش خبرنگار کلمه، این بخشنامه در حالی به مدارس کرج ارسال شده است که از مدتها پیش امتحانات مدارس برنامه ریزی شده بود و با این بخشنامه ناگهانی تمام برنامه ها لغو و موجب سرگردانی دانش آموزان و مدیران مدارس شده است .مسوولان آموزش و پرورش علت لغو امتحانات را در روز سفر احمدی نژاد استقبال خودجوش مردمی از سفر وی و لغو امتحانات روز بعد از سفر را خستگی دانش آموزان به خاطر شرکت در مراسم استقبال ذکر کرده اند.

با لغو امتحان ها در مدارس کرج دانش آموزان و معلمان مدارس موظف شده اند در استقبال مردمی و خودجوش از رییس دولت دهم شرکت کنند!این تصمیم مورد اعتراض بسیاری از معلمان و دانش آموزان مدارس کرج قرار گرفته است که مسوولان آموزش و پرورش در برابر این اعتراض ها گفته اند معلمان و دانش آموزان در صورت شرکت نکردن در برنامه استقبال، از نظر تحصیلی و اداری دچار مشکل خواهند شد.

طبق خبرهای رسمی بیش از ۸۰۰ دستگاه اتوبوس صبح روز سه‌شنبه جابه‌جایی استقبال‌کنندگان محمود احمدی نژاد را بر عهده می خواهند گرفت . استقبال کنندگانی که نیمی شان از دانش آموزان و کادر مدارس کرج هسستند که با لغو امتحانات شان باید در این مراسم شرکت کنند .

آنانکه پای منبر این مردک نشسته اند از خودش ابله ترند

شنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۱۰

از خاموش شدن ستاره ای دیگر پیشگیری کنیم

از خاموش شدن ستاره ای دیگر پیشگیری کنیم
خشایار رُخسانی
حکومت اسلامی میخواهد فردا یکشنبه 26 سبتامبر یکی دیگر از هم میهنان ما را به نام آقای حبیب الله لطیفی را به گُرم (جرم) آزاد اندیشی و کُنشگری سیاسی دار بزند. برای پیشگیری از این جَنوَری (جنایت)، مهرورزانه از راه تلفن، نامه بر و رایانامه با دفتر سازمان ملل تماس بگیرید و از این سازمان درخواست پادرمیانی کُنید.


Tel... : 01805783424865


Fax... : 01805684308213


E.mail : info@uncompendium.org


حکومتِ بیدادگر اسلامی تنها زبان زور را درمییابد. از ایرانیان درونمرزی از بهر فشار دستگاهِ سرکوب و ترسی که در همبودگاه چیره گشته است نمیتوان امید فراوانی داشت، ولی ایرانیان برونمرزی که این نگرانی ها را ندارند، باید بتوانند راهی پیدا کنند که هزینه-ی این کُشتارهای ددمنشانه را با آسیب زدن به سرمایه هایِ بُلندپایگانِ این حکومت در برونمرز بالا ببرند. برای نمونه درخواست از سازمان ملل و کشورهایِ باختر برای بستن شماره های بانکی سرکردگانِ این حکومت در برونمرز و چنگ انداختن بر سرمایه هایِ آنها به سود مردم ایران. بیگمان راه هایِ داتی (قانونی) فراوانی هستند که میتوانند زندگی را برای این دژخیمان و وابستگان آنها در برونمرز تلخ کُنند. تنها با چنین فشارهایی است که ما میتوانیم از ادامه-ی این کُشتارها پیشگیری کُنیم. اگر حکومت در برابر هر کُشتاری که در ایران انجام میدهد، با واکنش سختِ ایرانیان در برونمرز رو در روی شود و پیآمدهای تلخ آنرا برای خودش سُهِش کُند (احساس کُند)، بیگمان در آینده از بازکرد و تکرار چنین جَنوری هایی (جنایت هایی) خودداری خواهد کرد. هم اکنون حکومت بیدادگر اسلامی دارد با دستِ باز به جَنوری های (جنایت های) خودش ادامه میدهد، زیرا میبیند که در برابر ادامه-ی این تبهکاری ها هیچ راهبندانی در پیش رو ندارد و از سویی دیگر ادمه-ی هستی ننگینش نیز به گُسترش ترس در کشور از راه ادمه-ی همین دار زدن ها بستگی دارد.
هم اکنون به فرنود (دلیل) بی سازمان بودن اپوزیسیون حکومت اسلامی، این اپوزیسیون نمیتواند از وجود پنج میلیون ایرانی در برونمرز بهره ببرد که میتوانند سرمایه-ی آسیمی ( عظیمی) در انجام واکنش هایِ بجا در چنین هنگامه هایِ دردآوری برای زدن تودهنی به این حکومت دژخیم باشند. ایرانیان برونمرزی از شایش های (امکان های) فراوانی چون رسانه های گروهی برخوردارند تا بتوانند گزارش این کُشتارها را از راه رادیو و تلوزیون به گوش سیاستمداران و شهروندان آزاده-یِ کشورهایی که در آنجا زندگی میکنند، برسانند تا آنها را با جنبش آزادیخواهی مردم ایران همبسته و همراه سازند؛ ولی شوربختانه از این شایش ها (امکان ها) کمتر بهر برده میشود، زیرا هرکس خودش را با گرفتاری های خودویژه (شخصی) سرگرم کرده است و خویشکاری (وظیفه-ی) پدافندی از هاگ های مردمیک (حقوق بشر) هم میهنان ما در درون کشور و آزاد سازی ایران بر دوش اندک شماری از ایرانیان میهندوست افتاده است.

سري جديد پارازيت : قسمت سي و پنجم





پنجشنبه ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰

ولایت وفقه ترکیبی از فاشیسم اسلامی، دیکتاتوری پرولتاریا و کاپیتالیسم آخوندیست

ولایت وفقه ترکیبی از فاشیسم اسلامی، دیکتاتوری پرولتاریا و کاپیتالیسم آخوندیست


برای شناخت بهتر سیستم حکومتی جمهوری اسلامی مقالات زیادی نوشته شده است که هر کدام گوشه‌ای از نظام جمهوری اسلامی را نمایان می‌کنند ولی چشم‌اندازی از کُل سیستم حکومتی ولایت وقفه ارایه نمی‌دهند. دلایل این عدم شناخت، التقاطی بودن سیستم جمهوری اسلامی از چندین سیستم متفاوت از هم می‌باشد.
کاپیتالیسم آخوندی

خصلت آخوندی در کسب قدرت مالی می‌باشد. در اوایل انقلاب اسلامی مصادره اموال و غارتگری آخوندی تا موزه‌ها و اموال شخصی مردم دامنه‌دار شده بود. روح کاپیتالیسم اسلامی را می‌توان در سیستم مالیاتی اسلام که از گرفتن خُمس و ذکات آغار و با کاسبی در دعا‌نویسی، مراسم ازدواج و طلاق، تولد نوزاد، مراسم خاک‌سپاری و حج ادامه پیدا می‌کند، دنبال کرد. آخوند به خود شخصیت روحانی می‌بخشد تا بتواند خود را صاحب اموال مردم کند. در واقعه مالکیت شخصی را فقط برای طبقه روحانی کاذب خود روا می‌داند و دیگران را رعیتی بیش نمی‌داند که برای رفتن به بهشت باید از هم چیز خود، حتا جان و ناموس خود بگذرند و دار و ندار خود را به آخوند اهدا کنند.
بنیاد‌های مانند آستان قدس رضوی، مصتضعفان، شهید و دیگر بنیادها را می‌توان پایه‌های اقتصادی جمهوری اسلامی نامید که هیچ‌گونه مالیات و یا گزارش مالی به دولت نمی‌دهند و هر کدام در دست آخوندی از حوضه فیضه قم اداره می‌شوند. سیستم اقتصادی کشور بر تقسیم درآمد نفتی و قاچاق نیازهای روزانه مردم برقرار شده است. در هر نقطه‌ای از کشور که شرکتی توان مالی پیدا کند، دست آخوند برای کسب سهم امام دراز می‌شود و اگر توان تولیدی آن شرکت سرمایه‌ساز باشد به هر نفی آن را مصادره انقلابی می‌کنند. هر منبع درآمدی در کشور، از تولیدات کشاورزی و کارخانجات تا فروش مواد مخدر و فاحشه‌خانه‌ها زیر نظر مستقیم سیستم آخوندی اداره می‌شوند. در جمهوری اسلامی بدون رشوه دادن به آخوند کار هیچ کسی انجام‌پذیر نیست. کاپیتالیسم آخوندی به معنای واقعی در جمهوری اسلامی برقرار است.

دیکتاتوری پرولتاریا اسلامی

با اینکه دیکتاتوری پرولتاریا برای رسیدن به یک جامعه کمونیستی تعریف می‌شود و اولین بار در سال 1875 توسط کارل مارکس بیان شده است، در اوایل انقلاب اسلامی بر سر زبان چپ‌های انقلابی ایران برای جایگزین کردن حکومت از یک سیستم آزاد اقتصادی به یک سیستم کمونیستی جاری شد. اسلامگرایان این نظریه مارکس را برای رسیدن به یک جامعه اسلامی مدد نظر خود داشتند و با کمک مارکسیست‌های اسلامی پایه‌های اولیه جمهوری اسلامی را بنیان گذاشتند. برای اسلامگرایان شیوه حکومتی دیکتاتوری پرولتاریا کمکی برای به ظاهر ملی کردن بانک‌ها و صنایع سنگین و در باطن غارت ثروت ملی و تحکیم قدرت سیاسی می‌بود. در آن مرحله اولیه چپ‌های ایران به جمهوری اسلامی کمک نظری و عملی فراوانی می‌کردند. زمانی که چپ ایران هدف اسلامگرایان را برای رسیدن به یک جامعه اسلامی و نه کمونیستی متوجه شد، صحبت از دزدیدن انقلاب را شروع کرد. اسلامگرایان هیچ میدان عملی را به چپ ایران واگذار نکردند همانطور که کمونیست‌های کشورهای که دیکتاتوری پرولتاریا دارند میدان عملی به غیر از کمونیست‌ها نمی‌دهند. همانند کوبا و کُره شمالی و سوریه سیستم به ظاهر جمهوری نام‌گذاری می‌شود و تلاش دولت برای از بین بردن طبقه متوسط و ایجاد یک جامعه دو طبقه می‌باشد که در طبقه زیرین زحمت‌کشان (مردم) هستند و در طبقه بالا و یا حاکم انقلابیون (کمونیست یا اسلامگرا). طبقه حاکم در کشورهای کمونیستی تمامی قدرت سیاسی و اقتصادی را بدست خود گرفته و برای رسیدن به عدالت اجتماعی فقر را تقسیم می‌کنند. امروزه دیده می‌شود که هیچ‌کدام از دیکتاتوری‌های پرولتاریای نتوانسته‌اند به یک جامعه ایدال کمونیستی برسند. علت این شکست عدم اعتماد انقلابیون به جامعه و جلوگیری آنان از رشد جامعه می باشد که در نتیجه به بی‌اعتمادی مردم به ابقلابیون منجر می‌شود. در نهایت تمامی کشورهای که با دیکتاتوی پرولتاریای اداره می‌شود به رهبرگرایی و سلطنت مورثی می‌رسند. جمهوری اسلامی هم از این اصل جدا نیست و مشاهده می‌کنیم که رهبر جمهوری اسلامی تلاش زیادی می‌کند که فرزندش را به جانشینی خود برساند. چون اعتمادی به اطرافیان خود نمی‌تواند داشته باشد.

تقلب دوم اسلامگرایان از چپ‌ها، انقلاب فرهنگی بود که از مائویست‌های چین برای متوقف کردن و در صورت امکان، جهت دادن به جامعه یاد گرفته بودند. هم مانند جوامع کمونیستی اسلامگرایان فقط تفکر اسلامی (کمونیستی) خود را می‌خواهد به مردم ابلاغ کنند و هیچ‌گونه اندیشه‌ای حق احظار وجود نمی‌تواند بکند. در اولین انقلاب فرهنگی شکست اصلی با خود اسلامگرایان همراه بود چون آنان نمی‌توانستند جلوی پیشرفت جامعه‌ای را که آزادی‌های اجتماعی را تجربه کرده بود بگیرند و می‌بایست انقلاب فرهنگی در انقلاب فرهنگی را بپذیرند و هر باره به شکست انقلاب فرهنگی خود اقرار کنند.

فاشیسم اسلامی

كارل فریدریش فاشیسم را یكی از وجوه نظام‌های توتالیتاریسم دانسته و ویژگی‌های مشترك زیر را به هم پیوسته و مرتبط به هم را اساس چنین نظام‌هایی می‌داند:

1-ایدئولوژی مشترک
2-نظارت انحصاری بر تمام ابزار و وسایل مهم نظامی
3-نظارت انحصاری بر تمام وسایل و ابزار ارتباط عمومی
4-سیستم كنترل پلیسی ـ تروریستی
5-اقتصاد هدایت شده مركزی

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آن‌ها را در دانشنامه ایتالیا در سال ۱۹۳۲ میلادی ابراز داشته بود عبارتند از:

1-عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح
2-مخالفت با اندیشه‌های سوسیالیستی
3-مخالفت با لیبرالیسم
4- تبعیت زندگی همهٔ گروه‌ها از دولت
5-تقدس پیشوا (رهبر) تا سرحد امکان
6-مخالفت با دموکراسی
7-اعتقاد شدید به قهرمان‌پرستی
8-تبلیغ روح رزم‌جویی

و یا بصورت کلی و ساده‌تری که داریوش همایون فاشیسم را به تعریف کشیده است: فاشیسم جامعه را به دو قسمت خودی و غیر خودی (حاکم و رعیت) تقسیم می‌کند.
نظریه پردازان جمهوری اسلامی تُهی از نظریه اجتماعی و متقلبانی هستند که برای بقای خود حاضر هستند دنیا را به خاک و خون بکشند تا در قدرت بمانند. برای آنان اسلام ابزاریست که می‌توان مانند خمیر به هر شکلی که می‌خواهند تغییرش دهند و هر روزه شکل جدیدی از آن را نمایان کنند. سیستم حکومتی آخوندی که ترکیبی از دیکتاتوری پرولتاریا اسلامی و فاشیسم اسلامی می‌باشد فقط در خدمت عطش کاپیتالیسم آخوندی می‌باشد و برای آینده جامعه برنامه‌ای ندارد و نمی‌خواهد داشته باشد.

شیوه مبارزه با جمهوری اسلامی

سیستم حکومتی در جمهوری اسلامی با نظم و ترتیب اداری خود که از چپ ایران آموخته است، توانسته است تا کنون کشور را اداره کند. نقطه ضعف فاشیسم و دیکتاتوری پرولتاریا در تمرکز قدرت در یک شخص و عدم اعتماد مردم به سیستم می‌باشد. برای از بین بردن جمهوری اسلامی استفاده از بی‌اعتمادی مردم و حمله مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی لازمه کار می‌باشد. زمانی که مرکزیت یا رهبری در جمهوری اسلامی به تزلزل بیافتد حامیان نظام کنونی مانند برگ‌های پاییزی یکی پس از دیگری برای نجات خود از مرکز قدرت فاصله خواهند گرفت.
سیستم‌های دیکتاتوری را می‌توان در یک پرسه سیاسی به سیستم‌های دموکراتیک و مردمی تبدیل کرد برای رسیدن به این هدف در وحله اول وجود شخصی که از هر لحاظ مورد اعتماد مردم و بر آمده در خارج از سیستم حکومتی باشد پیش شرطی لازمی می‌باشد. آن شخص باید بتواند با سران احزاب و اقوام مختلف ایران و همچنین نیروهای انتظامی کشور گفتگو و اعتماد‌سازی کند تا جامعه را به دموکراسی لیبرال برساند. رسالت آن شخص فقط در همین است.
حال چه کسی را در ظن خود آماده برای این تکلیف ملی در نظر دارید؟ ما مشروطه خواهان انتخاب خود را کرده‌ایم زمان انتخاب شما هم فرا فرارسیده است.


چهارشنبه ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰

ده فرمان بی خدایان



ده فرمان آتئیست‌ها از این قرار است:

١- تو نباید اعتقاد داشته باشی! به احتمال بسیار زیاد هیچ نیروی فراطبیعی وجود ندارد . پدیده‌های غیر قابل توضیح، دلیل بر معجزه نیستند بلکه پژوهش کافی درباره‌ی آنها نشده است. وجود خداوند را درست مثل وجود اسب شاخ‌دار نمی‌توان با مدرک اثبات کرد. آتئیسم راه درمان اعتقاد نیست بلکه سلامتی روحی دوباره بازیافت شده است.

٢- تو نباید در ذهنت تصویری بسازی و آن را خدا بنامی! خدا محصول انسان است، نه برعکس. وحی ریشه در صدمه‌دیدگی لایه‌های مغز دارد و نه ارتباط با جهان دیگر. ما کارهای غیر عقلانی بسیاری انجام می‌دهیم چراکه مغز ما یک لحظه‌ی غیر واقعی تولید کرده است. اعتقاد، بیشتر شبیه سرعت‌گیر خودکاربرای تفکر است.

٣- تو نباید هیچ خدایی را در کنارت تحمل کنی! دوره‌‌ی زندگی مسالمت آمیز با معتقدان به سر آمده است. از زمان فتوا بر علیه سلمان رشدی و جهاد در مقابل جهان مدرن دیگر هم‌زیستی با معتقدان معنایی ندارد.
هیچنز می‌گوید: «آدم نمی‌تواند بگوید که خیلی خوب، تو رؤیای امام زمانت را می‌بینی و من توماس پین می‌خوانم. مؤمن تا جهان را به زانو درنیاورد دست از کار نمی‌کشد.»

٤- تو نباید حتماً یک خالق داشته باشی! تئوری داروین تمامی توضیحات کافی را داده است که چطور از بی نظمی، نظم به وجود آمده است و احتیاجی به یک طراح هوشمند نیست.

٥- تو باید ارزش کودکان را بدانی و آنها را در انتخاب خدای‌شان آزاد بگذاری! هیچ انسانی از بدو تولد مسیحی یا مسلمان به دنیا نیامده است. کسی که از بد اقبالی در یک خانواد‌ه‌ی مذهبی به دنیا می‌آید، احتمال این‌که تمام عمرش درگیر شیرینی شربت شهادت بشود یا مثل آمیش‌های پنسیلوانیا، اجازه‌ی استفاده‌ی هیچ دکمه‌ی لباسی را نداشته باشد و از لحاظ فکری یک عمر به صندلی اعتراف کلیسا زنجیر بشود، زیاد است.

آتئیست‌های نوین خواهان آموزش پرورش عادلانه برای کودکان هستند. آنها تفاوت زیادی بین تنبیه بدنی کودکان و سوء استفاده‌ی روحی و فکری آنها در مدارس راهیان مسیح نمی‌بینند.

٦- نیکوکار باش حتی بدون خدا! آیا بدون خدا هر چیزی مجاز است؟ نه! یک فلسفه‌ی اخلاق وجود دارد بدون آن‌که معتقد به مذهب باشد. هیچنز می‌گوید: «به نظر، انسان‌ها با یکدیگر بهتر رفتار می‌کنند وقتی که به کوتاهی این زندگی فکرمی‌کنند.»

٧- تو نباید خدای دیگری کنار دانش جای دهی! دانش و اعتقاد مثل آب و آتش هستند و هیچ نقطه‌ی اشتراکی بین آنها وجود ندارد. اعتقاد مذهبی بعضی از دانشمندان چیزی جز خودفریبی و بازی با کلمات نیست.

٨- عشق بورز! تمامی مذاهب رابطه‌ی بین زن و مرد را محدود می‌کنند و عشق‌ورزی را باعث اضمحلال روح و جسم می‌دانند. چنان‌چه جوانان در مصر و پاکستان، زندگی شادتر و دستیابی راحت‌تر به سکس و موسیقی داشتند، ما به قوانین ضد تروریسم کمتری احتیاج داشتیم.

٩- تو خود خالقی و نباید زانو بزنی! بدون اعتقاد مذهبی هم می‌شود چیزهای زیبا خلق کرد. فلوت سحرآمیز موتسارت احتیاجی به اعتقاد مذهبی ندارد. هملت شکسپیر و سمفونی شماره‌ی نه بتهوون دلیل وجود خداوند نیستند بلکه دلیل وجود شکسپیر و موتسارت هستند.

١٠- تو نباید پایبند قوانین مذهبی باشی! نباید به مذاهب حقوق ویژه‌ای داده شود. احساسات مذهبی، نگهبان فلسفه‌ی اخلاقی و سیاسی نیستند. پلیدی‌ها و حماقت‌ها راحت‌تر انجام می‌شوند چنان‌چه مهر مذهب روی‌شان باشد.

خیزش بی‌خدایان - از اشپیگل آلمانچاپفرستادن به ایمیل
Spiegelنسل جدیدی از منتقدان و دانشمندان، خودشان را آماده می‌کنند تا جهان را از اسارت خداوند آزاد کنند. سلاح آنها، داروین، اینترنت و نارضایتی رو به رشد مردم از کشیش‌ها و آخوندهاست.
«پاپ» آتئیست‌های نوین در خانه‌ای که بیشتر شبیه کلیساست، زندگی می‌کند.
ریچارد داوکینز متفکر برجسته‌ای است برای همه آنانی که تصمیم گرفته‌اند، جهان را برای همیشه از اعتقادات مذهبی، ملاها و مجاهدین تمامی مذاهب، پاک کنند.

ریچارد داوکینز، زیست‌شناس در زمینه‌ی فرگشت (تکامل)، از طرف مجله‌ی انگلیسی «پروسپکت» و مجله‌ی امریکایی «فارین پلیسی»، به عنوان سومین روشنفکر اثرگذار دنیا انتخاب شده است.

داوکینز کتاب‌های مهمی نوشته است از جمله «ژن خودخواه»، اما با کتاب دیگر خود، «توهم خدا» که در سال 2006 در امریکا و انگلیس، سی هفته جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها بود، مشهور شد؛ کتابی که بسیار هیجان‌انگیز و با قدرت کلام شگفت‌انگیزی نوشته شده است.

او می‌گوید: «مذهب در بیست سال گذشته، خیلی راحت کارش را انجام داده است، چون افرادی که مذهبی هستند، ناخودآگاه از طرف دیگران به عنوان انسان‌های برجسته در نظر گرفته می‌شوند. به کشیش‌ها ارج بسیاری نهاده شده و آنها را به تمامی "کمیسیون‌های اخلاق" دعوت می‌کنند، اما حالا موضوع فرق کرده است؛ مردم از این جریان خسته شده‌اند و این با قدرت گرفتن اسلام بی ارتباط نیست. اکنون زمان درستی است برای نگاه و تفکری تازه برای تمام آتئیست‌های نوین.»

آتئیست‌ها، شعار «اعتقادی ندارم و این پسندیده است» را انتخاب کرده‌اند. سلاح آنها دانش و عقل است. برخلاف زمان فوئرباخ و ولتر با استفاده از اینترنت، این شعار را هرکسی می تواند بشنود. آنها تصمیم دارند از بازگشت مذهب‌گرایی جلوگیری کنند.

«این یک واقعیت ناهنجار است وقتی که واتیکان به کاریکاتور محمد اعتراض می‌کند، کشیش‌ها روابط انسان‌ها را به بهانه‌ی اینکه مغایر طبیعت است، غیر قابل قبول می‌دانند و رئیس جمهور ایران در سازمان ملل، نور امام زمان را دور سرش می‌بیند در حالی که درباره‌ی برنامه‌ی اتمی کشورش سخنرانی می‌کند.»

خیلی از نظرات داوکینز مورد استقبال مردم قرار گرفته است. « خدای کتاب عهد عتیق یکی از نا مطلوب‌ترین شخصیت‌های تاریخ ادیان و ادبیات است؛ حسود، ناعادل، نژادپرست، متنفر از همجنسگرایان، قاتل کودکان، کوته‌بین، خود بزرگ‌بین و از بین برنده‌ی قومیت‌های کوچک.»

وقتی از او سئوال می‌شود که آیا آتئیست است؟ پاسخ می‌دهد: « اگر شما هم به زئوس، آپولو و گوساله‌ی طلایی فکر کنید، نمی‌توانید آتئیست نشوید. من تنها یک خدای دیگر به لیست خدایان اضافه می‌کنم.»

او درباره‌ی این‌که آیا شانسی برای آتئیست‌ها وجود دارد؟ در حالی‌که در امریکا، ۴۴ درصد مردم اعتقاد دارند که مسیح تا ۵۰ سال آینده ظهور خواهد کرد، می‌گوید: «فکر می‌کنم که شانس خوبی داریم، حالا به ویژه در اینترنت، بحث‌های گوناگونی در این‌باره می‌شود و خیلی‌ها از این‌که کسی پیدا شده که حرف دل آنها را می‌زند، خوشحال هستند.»

طرفداران آتئیسمآتئیسم نوین خود را Bright (روشن‌بین) می‌نامند. Bright کسی است که به دنیا نگاه طبیعی و فاقد از هرگونه نظر فراطبیعی دارد. آنها به ارواح، فرشتگان و خدا اعتقادی ندارند.

داوکینز می‌گوید: « شاید اصطلاح Brightکمی خودبزرگ‌بینانه باشد ولی در امریکا اصطلاح آتئیست خیلی بد تفسیر می‌شود درست مثل کلمه‌ی همجنسگرا.»

آتئیست‌ها در شهرهای بزرگ امریکا هر ماه دور هم جمع می‌شوند و نظرات‌شان را با یکدیگر مبادله می‌کنند. این نظرات را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: خدا وجود ندارد؛ وجودش غیر منطقی، نالازم و بدتر از همه خطرناک است. ادیان نه تنها نادرست بلکه به ضرر ما هستند.

آتئیست‌ها نگاهی به دنیا دارند که بر اساس دانش است. آنان جهان را بر اساس علم تفسیر می‌کنند. آتئیسم نوین با جبهه‌گیری جدید در مقابل مذهب خود را موظف می‌داند که نباید مثل گذشته با ادیان کنار آمد بلکه آنها حالا آنقدر مدرک در دست دارند تا بر سر واقعیت بجنگند.

داوکینز می‌گوید: «دنیایی را تصور کنید بدون مذهب! دیگر ترورهای انتحاری، یازده سپتامبر، جنگ‌های صلیبی، سوزاندن جادوگران، نسل‌کشی بوسنی، کشتار یهودیان در اروپا، نا آرامی‌های ایرلند شمالی و مبلغان مذهبی که جیب مردم ساده‌لوح را خالی می‌کنند، وجود نداشت. جهانی بدون طالبان، بدون رئیس جمهوری که سخنانش را با گفته‌های مسیح می‌آمیزد قبل از آنکه فرمان بمباران کشورها را بدهد، بهشت می‌شد.»

اما آیا این قدرت‌طلبی و زیاده‌خواهی نیستند که باعث زشتی و بدی در این کره‌ی خاکی می‌شوند؟

«جنگ بین پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها در ایرلند شمالی به جهت اختلافات تئوریک مذهبی نیست بلکه هدف آنها انتقام است، انتقام‌گیری مابین انسان‌هایی که هیچ تفاوتی جز مذهب‌شان با یکدیگر ندارند و این تفاوت و مرزبندی توسط مدارس مذهبی زنده نگه داشته می‌شود.»

آتئیست‌ها در کشورهایی که بیشتر مورد حملات تروریستی قرار گرفته‌اند، فعال‌ترند. آنها خودشان را در مقابل موجی قرار داده‌اند که می‌خواهد جهان را به سمت یک جهاد تمام عیار پیش ببرد. در امریکا رهبری آتئیست‌ها را کریستوفر هیچکنز به عهده گرفته است. پیام آخرین کتاب او این است: «خدا بزرگ نیست، مذهب هر چیزی را مسموم می‌کند، دشمن علم و پایه‌اش دروغ و ترس است، باعث نسل‌کشی، تبعیض نژادی و جنسیتی می‌شود.»

در فرانسه رهبری آتئیست‌ها به عهده‌ی میشل انفرای است. کتاب آخر او «ما به خدا نیازی نداریم» است. خود او می‌گوید که قادر است پایه‌گذار یک دین نوین باشد. در هلند آیان هیرسی علی، غرب را متهم به کوته‌بینی می‌کند اگر فکر کند، می‌تواند با اسلام گفت‌وکو کند. در ایتالیا پیر جورجو ادیفردی ریاضی‌دان، با مقاله‌اش «چرا می‌توانیم غیر مسیحی باشیم» سر و صدای بسیاری به پا کرده است.

حادثه‌ی یازدهم سپتامبر به این موج آتئیسم بسیار کمک کرده است. بسیاری از امریکایی‌ها، من‌جمله جری فارل بر این باور بودند که هم‌جنسگرایی و فمینیسم مفرط ، باعث فاجعه‌ی یازدهم سپتامبر شده و این کیفر جامعه‌ی گناهکار است، اما سام هریس دقیقاً ١٢ سپتامبر شروع به نوشتن کتابی کرد که در آن یادآوری می‌کند که قهر خداوند دلیل فاجعه‌ی یازدهم سپتامبر نبود، بلکه خود خداوند. یک تحصیلکرده‌ی دانشگاه نمی‌توانست بدون اعتقاد به خداوند قبل از اصابت هواپیما، الله را فریاد بکشد و هواپیما را به ساختمان بکوبد. سام هریس می‌دانست که تنها ١٢ درصد امریکایی‌ها به طبیعی بودن رخدادهای طبیعی اعتقاد دارند و بسیاری از آنها فکر می کنند که دست یک دانای کل در همه چیز طبیعت در کار است.

هریس می‌گوید: «پس از یک صد سال پژوهش درباره‌ی عمر کره‌ی زمین، هنوز بیشتر از نیمی از امریکایی‌ها اعتقاد دارند که کل جهان ٦٠٠٠ سال پیش به وجود آمده است تقریباً ١٠٠٠ سال بعد از آن‌که سومری‌ها چسب را اختراع کردند.»

او نمی‌توانست بپذیرد که نمایندگان امریکا از طرف افرادی انتخاب می شوند که اعتقاد دارند دایناسورها و موریانه‌ها در کشتی نوح بودند.

کتاب او «پایان اعتقاد مذهبی» با استقبال فراوانی روبه‌رو شد؛ حالا او می‌داند که تنها نیست. هریس از دادن مجوز ترجمه‌ی عربی کتاب دیگرش «نامه به ملت مسیحی» خودداری کرد چراکه نمی‌خواست جان مترجم به خطر بیافتد.

ده فرمان آتئیست‌ها از این قرار است:

١- تو نباید اعتقاد داشته باشی! به احتمال بسیار زیاد هیچ نیروی فراطبیعی وجود ندارد . پدیده‌های غیر قابل توضیح، دلیل بر معجزه نیستند بلکه پژوهش کافی درباره‌ی آنها نشده است. وجود خداوند را درست مثل وجود اسب شاخ‌دار نمی‌توان با مدرک اثبات کرد. آتئیسم راه درمان اعتقاد نیست بلکه سلامتی روحی دوباره بازیافت شده است.

٢- تو نباید در ذهنت تصویری بسازی و آن را خدا بنامی! خدا محصول انسان است، نه برعکس. وحی ریشه در صدمه‌دیدگی لایه‌های مغز دارد و نه ارتباط با جهان دیگر. ما کارهای غیر عقلانی بسیاری انجام می‌دهیم چراکه مغز ما یک لحظه‌ی غیر واقعی تولید کرده است. اعتقاد، بیشتر شبیه سرعت‌گیر خودکاربرای تفکر است.

٣- تو نباید هیچ خدایی را در کنارت تحمل کنی! دوره‌‌ی زندگی مسالمت آمیز با معتقدان به سر آمده است. از زمان فتوا بر علیه سلمان رشدی و جهاد در مقابل جهان مدرن دیگر هم‌زیستی با معتقدان معنایی ندارد.
هیچنز می‌گوید: «آدم نمی‌تواند بگوید که خیلی خوب، تو رؤیای امام زمانت را می‌بینی و من توماس پین می‌خوانم. مؤمن تا جهان را به زانو درنیاورد دست از کار نمی‌کشد.»

٤- تو نباید حتماً یک خالق داشته باشی! تئوری داروین تمامی توضیحات کافی را داده است که چطور از بی نظمی، نظم به وجود آمده است و احتیاجی به یک طراح هوشمند نیست.

٥- تو باید ارزش کودکان را بدانی و آنها را در انتخاب خدای‌شان آزاد بگذاری! هیچ انسانی از بدو تولد مسیحی یا مسلمان به دنیا نیامده است. کسی که از بد اقبالی در یک خانواد‌ه‌ی مذهبی به دنیا می‌آید، احتمال این‌که تمام عمرش درگیر شیرینی شربت شهادت بشود یا مثل آمیش‌های پنسیلوانیا، اجازه‌ی استفاده‌ی هیچ دکمه‌ی لباسی را نداشته باشد و از لحاظ فکری یک عمر به صندلی اعتراف کلیسا زنجیر بشود، زیاد است.

آتئیست‌های نوین خواهان آموزش پرورش عادلانه برای کودکان هستند. آنها تفاوت زیادی بین تنبیه بدنی کودکان و سوء استفاده‌ی روحی و فکری آنها در مدارس راهیان مسیح نمی‌بینند.

٦- نیکوکار باش حتی بدون خدا! آیا بدون خدا هر چیزی مجاز است؟ نه! یک فلسفه‌ی اخلاق وجود دارد بدون آن‌که معتقد به مذهب باشد. هیچنز می‌گوید: «به نظر، انسان‌ها با یکدیگر بهتر رفتار می‌کنند وقتی که به کوتاهی این زندگی فکرمی‌کنند.»

٧- تو نباید خدای دیگری کنار دانش جای دهی! دانش و اعتقاد مثل آب و آتش هستند و هیچ نقطه‌ی اشتراکی بین آنها وجود ندارد. اعتقاد مذهبی بعضی از دانشمندان چیزی جز خودفریبی و بازی با کلمات نیست.

٨- عشق بورز! تمامی مذاهب رابطه‌ی بین زن و مرد را محدود می‌کنند و عشق‌ورزی را باعث اضمحلال روح و جسم می‌دانند. چنان‌چه جوانان در مصر و پاکستان، زندگی شادتر و دستیابی راحت‌تر به سکس و موسیقی داشتند، ما به قوانین ضد تروریسم کمتری احتیاج داشتیم.

٩- تو خود خالقی و نباید زانو بزنی! بدون اعتقاد مذهبی هم می‌شود چیزهای زیبا خلق کرد. فلوت سحرآمیز موتسارت احتیاجی به اعتقاد مذهبی ندارد. هملت شکسپیر و سمفونی شماره‌ی نه بتهوون دلیل وجود خداوند نیستند بلکه دلیل وجود شکسپیر و موتسارت هستند.

١٠- تو نباید پایبند قوانین مذهبی باشی! نباید به مذاهب حقوق ویژه‌ای داده شود. احساسات مذهبی، نگهبان فلسفه‌ی اخلاقی و سیاسی نیستند. پلیدی‌ها و حماقت‌ها راحت‌تر انجام می‌شوند چنان‌چه مهر مذهب روی‌شان باشد.

مخالفان سرسخت آتئیسم، افرادی هستند که مخالفت‌شان مایه ی تعجب داوکینز است؛ چراکه اکثر آنها جزو دانشمندان هستند. دانشمندانی که وجود خداوند ضربه‌ای به جهان‌بینی آنها وارد نمی‌کند برای مثال مایکل روسه یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان می‌گوید که با توجه به کتاب «توهم خدا»، آتئیست بودن برایش شرم‌آور است. یکی از پنج کتابی که در مقابل کتاب «توهم خدا» نوشته شده، کتاب «توهم داوکینز» نوشته‌ی آلیستر مک گارت، زیست‌شناس مولکولی دانشگاه آکسفورد است.

آلیستر مک گارت از کتاب داوکینز به جهت اقتباس‌های غیر دقیق اطلاعات، انتقاد می‌کند. به نظر او، نظریه‌‌ای که می‌گوید «اعتقاد به خدا مثل ویروس عمل می‌کند» از لحاظ علمی مردود است.

آتئیست‌های نوین نظرات گروهی مشخص از معتقدان به مذهب را انتخاب می‌کنند و به آنها حمله می‌کنند، اما برای مثال کمتر مؤمنی به طور جدی خداوند را مثل یک مرکز تلفن می‌پندارد که دائماً در حال جمع‌آوری دعاهای مؤمنین باشد و به آنها پاسخ ‌دهد. آنها جملات کتاب‌های آسمانی را بدون آنکه به حکایات تمثیلی و شعرگونه‌ی آنها توجه کنند، تفسیر می‌کنند و اعتقاد به خدا را با قوانین مذهبی یکی می‌دانند. البته که می‌توان درباره‌ی ٥١٢٠ قدیس کلیسای کاتولیک بحث و جدل کرد اما اینها با «اعتقاد به خداوند» ارتباط زیادی ندارند.

هابرماس همیشه از جامعه ی «پست سکولار» صحبت می کند و در گفت‌وگو با پاپ اذعان داشت که حتی حکومت‌های دمکراتیک به اعتقادات مذهبی جامعه‌ی مدنی تکیه می‌کنند تا استانداردهای خودشان را پیش ببرند.

پاپ می‌گوید که هرگز نمی‌شود خداوند را مقابل هیچ کس در یک کارزار سیاسی وارد کرد، اما این دقیقاً به هسته‌ی اصلی تفکر آتئیسم ربط دارد چراکه در اصل برای آنها وجود خداوند خیلی مهم نیست بلکه دلایل فاجعه‌ی یازدهم سپتامبر، آنها را هراسان کرده است.

اکنون زمان یک چرخش است. آیا غرب باید در مقابل اسلام‌گرایی به ریشه های مسیحی- یهودی خود بازگردد و با اعتماد به نفس در کلاسهای درس، صلیب آویزان کند؟

آتئیست‌ها خواهان کامل شدن آگاهی جامعه هستند و می‌گویند نه تنها اسلام بلکه تمامی مذاهب به هوش انسان بی‌احترامی می‌کنند و غرب نباید به هیچ عنوان از اصلاح‌طلبان و میانه‌روهای اسلامی حمایت کند.

یان بروما در کتابش «روشنگری – بنیادگرایی» می‌نویسد: «نه هر مسلمانی و نه حتی هر مسلمان مؤمنی لزوماً مجاهد در راه خداست؛ باز شدن بیمارستان مسلمانان در ردتردام یا ساحل ویژه‌ی بانوان، نشانه‌ی اسلام‌زدگی جامعه‌ی غرب نیست بلکه یک موضوع کاملاً طبیعی و مترادف چیزی مثل رستوران گیاهخواران یا ساحل لختی‌ها است.»

برای سیستم راهیابی یک جامعه‌ی مدرن، نظرات ادیان مثل یک ماهواره‌ی دور اما مفید است. دمکراسی یک مجموعه‌ی تکثرگرا است که در آن اعتقاد مذهبی جزو لاینفک حریم خصوصی است و هرگز نخواهد مرد تا وقتی که ما از مرگ، تاریکی، غریبه و از یکدیگر می‌هراسیم.

منبع: اشپیگل