دوشنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲

روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چیزی که وجود دارد ماله کش دینی است/همانقدری که مجلس رژیم نماینده مردم است، روشفکران دینی هم روشفنکر هستند...!


خلاصه مطلب:
اصولا روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چه آنکه اصولا این عبارت، جمع نقیضین است و روشنگری و آزادی اندیشی با دینداری جور در نمی آید./روشنفکر معنای مشخصی دارد، روشنفکر کسی است که از تفکر و تعقل نمی ترسد، حتی اگر نظرش با نظر قشر عامی جامعه در تعارض باشد، و اینچنین رفتاری در تناقض است با دینداری./دین اسلام چیزی که است که صدها سال است که خود را تیرگی و تاریکی نگه داشته است و جوهره این دین، بر اساس نیاندیشیدن و نپرسیدن است/روشنفکر دینی به شکلی مضحک در پی توجیه دین است، و صد البته که توجیه با روشنگری و روشنفکری زمین تا آسمان تفاوت دارد، چه آنکه روشنفکری بی هیچ قید و بندی در پی اندیشیدن بی قید و بند صحیح است

مجلس ایران را در نظر بگیرید، این مجلس تنها کاریکاتور مضحک و مزخرفی از مجلس واقعی است، چه آنکه مجلس و پارلمان هر کشوری، یکی از ارگان های دمکراسی است و برای این طراحی شده است تا نمایندگان آن مجلس، مستقیما توسط مردم انتخاب شوند و از منافع مردم دفاع کنند.

اما در ایران، به نحو مسخره ای قبل از انتخاب مردم، ولی فقیه می اید و می گوید من قبلش باید تعیین کنم مردم مجاز هستند به چه کسی رای دهند...! و بدینگونه، جوهره مجلس را که نمایندگی مردم ایران است به نمایندگی ولی فقیه تنزیل می دهند و اصولا دیگر این مجلس انتصابی، نمایندگی مردم ایران را ندارد.

حکایت روشنفکر دینی نیز همین است، اصولا روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چه آنکه اصولا این عبارت، جمع نقیضین است و روشنگری و آزادی اندیشی با دینداری جور در نمی آید.

روشنفکر معنای مشخصی دارد، روشنفکر کسی است که از تفکر و تعقل نمی ترسد، حتی اگر نظرش با نظر قشر عامی جامعه در تعارض باشد، و اینچنین رفتاری در تناقض است با دینداری.

بی هیچ تعارفی، دینداری به معنای پذیرش چشم بسته یک سری اصول غیر منطقی است و شک کردن درباره این اصول، به معنای کافری بوده و جرمی بزرگ تلقی می شود.

روشنفکری تنها در شرایطی شکل می گیرد که به شکلی بی پروا به روشنگری درباره موضوعی بپردارد،آن موضوع نیر باید که هم نیاز و هم قابلیت روشن شدن داشته باشد، و صد البته که دین اسلام نیاز بسیار به روشنگری دارد و حال سوال اینجاست، آیا کسی که خود معتقد به قوانین بسیار تنگ نظرانه اسلامی است، می تواند درباره این دین آزادنه روشنگری و روشنفکری کند؟

دین اسلام چیزی که است که صدها سال است که خود را تیرگی و تاریکی نگه داشته است و جوهره این دین، بر اساس نیاندیشیدن و نپرسیدن است

روشنفکر دینی به شکلی مضحک در پی توجیه دین است، و صد البته که توجیه با روشنگری و روشنفکری زمین تا آسمان تفاوت دارد، چه آنکه روشنفکری بی هیچ قید و بندی در پی اندیشیدن بی قید و بند صحیح است

آیا می توان شریعتی و سروش را روشنفکر دانست؟

سروش می گوید برداشت شما از اسلام با اصل اسلام متفاوت است، اصل اسلام خوب است و برداشت شما غلط و ناصحیح است، لذا اصل دین اشکالی ندارد، اشکال از برداشت شما است.

یا علی شریعتی می آید و می گوید مزخرفات موجود در اسلام، اضافه شده توسط دینکاران صفوی هستند...!

هر دو نفر به شکلی مضحک سعی در توجیه اشکالات اساسی اسلام را دارند، این رفتار و این توجیه کردن در تناقض آشکارا با تحقیق و روشنگری است، در حقیقت اینگونه اشخاص با سلاح توجیه جلوی هرگونه روشنگری را می گیرند، چگونه می توان چنین اشخاصی را روشنفکر دانست؟

این گونه اشخاص با هر روش غیر اخلاقی تلاش دارند که اجازه هرگونه تفکری، حصوصا تفکر روشنگرانه ازدیگران گرفته می شود، این اشخاص روشنفکر که هیچ، بلکه صد مرحله تاریکفکر تر از افراد عامی اجتماع هستند.

اصولا کسی که دیندار شد، دین را بدون سوال کردن و اندیشه کردن قبول می کند، به دیگر عبارت یک دیندار با سوال کردن و شک کردن و اندیشه کردن کاملا بیگانه است. زمانی که کسی از ادنیشه و تفکر بیگانه باشد، صد البته که فرسنگ ها از روشنفکری فاصله دارد و چنین شخصی نمی تواند لقب روشنفکر به خود بگیرد.

روشنفکر کسی است که عمیق و بی پروا می اندیشد، اما توجیه گر با سطحی نگری در پی گول زدن خود و دیگران است.

نوشته مرتبط و پیشین:

0 نظرات:

ارسال يک نظر

دیدگاه شما